پسربچهای ۵ ساله با کولهاش به مادرش خداحافظی کرد و گفت: «من دارم میرم آمریکا.» این جمله ساده، آغاز داستانی جذاب و بامزه بود که به سرعت در فضای مجازی منتشر شد. مادرش که مشغول کارهای روزمرهاش بود، بیتوجهی کرد و به او پاسخ داد: «خداحافظ.» اما پس از چند دقیقه سکوت، متوجه شد که پسرش ناپدید شده است. جستوجو آغاز شد و او را دو کوچه پایینتر پیدا کردند. وقتی از او پرسیدند که اگر گم میشدی چه؟ با اعتماد به نفس پاسخ داد: «گم نمیشدم، نقشه داشتم!» و سپس برگهای را نشان داد که به گفته خانواده، نقشه مسیر «آمریکا» بود.
خاطرات مشابه از کودکی
ماجرای این پسربچه تنها به همین جا ختم نشد. زیر توییت او، صدها کاربر از تجربیات مشابه خود و فرزندانشان نوشتند. بسیاری از آنها به یاد آوردند که بچهها در سنین پایین، واقعاً میتوانند مسیرها را خیلی بهتر از آنچه که بزرگترها تصور میکنند، به خاطر بسپارند. کاربری با نام مامان صوفی به یاد آورد که پسرخالهاش تنها با مایبیبی (نوعی عروسک) به خانه داییاش رفته بود و مادرش فکر میکرد که او شوخی میکند.
بیشتر بخوانید: شهیدی که راهنمای جوانان بود
نگرانیهای والدین و تواناییهای کودکان
آمنه بانو به این نکته اشاره کرد که چرا درِ خانه باز بوده که بچهای دو ساله توانسته به راحتی بیرون برود. در این میان، خاطرات تلخی نیز وجود داشت. یکی از کاربران به ماجرای همسرش اشاره کرد که یک کودک دو سه ساله را در خیابان دیده و به دنبال او رفته تا خانوادهاش را پیدا کند. خوشبختانه، همسرش توانسته بود بچه را نجات دهد.
بچهها از دو تا سه سالگی میتوانند مسیرهای تکراری را به خاطر بسپارند و نشانهها را شناسایی کنند. مغازهها، نانواییها و رنگ ساختمانها به عنوان نشانههای شناختی برای آنها عمل میکنند. این توانایی، همراه با کنجکاوی و اعتماد به نفس کودکانه، میتواند گاهی دردسرساز باشد. مثلاً، کودکی که فکر میکند راه را بلد است، ممکن است بهسادگی از خانه بیرون برود.
در نهایت، این داستان جالب از پسربچه ۵ ساله، به ما یادآوری میکند که بچهها با وجود سن کم، میتوانند دنیای اطراف خود را به خوبی بشناسند و حتی با نقشههای ذهنی خود، به مکانهای جدید سفر کنند.
بیشتر بخوانید: آلفرد یعقوبزاده، عکاس ایرانی در اعتراضات فرانسه آسیب دید · جی دی ونس، مسئول تلاشهای دیپلماتیک جدید برای توافق با ایران




