۷ مهر ۱۴۰۵ FA EN AR DE
پرژام پارسی و نمایشگاه «در جایی دور از همه»؛ روایت بدن در فقدان مکان
فرهنگ و سفر

پرژام پارسی و نمایشگاه «در جایی دور از همه»؛ روایت بدن در فقدان مکان

تجربه‌های انسانی در فقدان مکان و جغرافیا

منبع تصویر: hamshahrionline.ir

توسط تحریریهٔ خبرگزاری ایرانیان ۳ دقیقه زمان مطالعه ۳۵,۱۸۱

خلاصهٔ خبر

  • تجربه‌های انسانی در فقدان مکان و جغرافیا
  • این خبر اهمیت دارد زیرا به بررسی ابعاد انسانی و روانی فقدان مکان می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه بدن انسان می‌تواند به عنوان آخرین جغرافیای باقی‌مانده عمل کند.

پرژام پارسی در نمایشگاه «در جایی دور از همه» به موضوعاتی عمیق و انسانی پرداخته که فراتر از مرزها و جغرافیاها می‌روند. این نمایشگاه به بررسی وضعیت انسان پس از وقوع فاجعه می‌پردازد؛ جایی که مکان دیگر معنای خود را از دست می‌دهد و بدن انسان به آخرین جغرافیای باقی‌مانده تبدیل می‌شود.

آغاز پروژه از ناتوانی در روایت

پرژام پارسی به شکل‌گیری این پروژه اشاره می‌کند و می‌گوید: «این مجموعه از تصویر آغاز نشد؛ از نوعی ناتوانی آغاز شد». ناتوانی در روایت تجربه‌هایی که ممکن است با تبدیل شدن به یک روایت منظم و قابل فهم، بخشی از خشونت خود را از دست بدهند. او به این نکته اشاره می‌کند که وقتی مکان از انسان می‌رود، آیا چیزی از آن مکان همچنان درون بدن باقی می‌ماند؟

پارسی به بررسی این موضوع می‌پردازد که پس از فروپاشی مکان، چه چیزی از انسان باقی می‌ماند. او می‌گوید: «وقتی خانه دیگر خانه نیست، وقتی جغرافیا نمی‌تواند پناه بدهد و وقتی انسان ناچار است مکان را ترک کند، آیا چیزی از آن مکان همچنان درون بدن باقی می‌ماند؟»

خلأ و فقدان در آثار

در آثار پارسی هیچ نشانه‌ای از کشور یا مرز دیده نمی‌شود. او بیان می‌کند که حذف این نشانه‌ها به این دلیل است که جغرافیا می‌تواند رنج را محدود کند. به‌محض اینکه نام یک کشور را بر زبان می‌آوریم، تماشاگر می‌تواند فاجعه را به «آنجا» تبعید کند. به همین دلیل او تلاش می‌کند تا این فاصله را از تماشاگر بگیرد و زمینه‌ها را حذف کند.

بدن در این آثار به مهم‌ترین نشانه تبدیل شده است. پارسی توضیح می‌دهد که بدن دیرتر از زبان یاد می‌گیرد دروغ بگوید و می‌تواند حامل تاریخی باشد که هیچ جمله‌ای قادر به بیان آن نیست. او می‌گوید: «برای من بدن نوعی آرشیو است؛ اما آرشیوی بی‌الفبا». در این مجموعه، بدن‌ها بیشتر تحمل می‌کنند تا کنش نمایند. این تفاوت برای پارسی اهمیت دارد و او نمی‌خواهد بدن قهرمانانه باشد.

خلأ و سفیدی در آثار به عنوان نشانه‌ای از فقدان و تأثیرات آن بر انسان به تصویر کشیده می‌شود. پارسی می‌گوید: «من خلأ را چیزی خالی نمی‌دانم. گاهی خلأ از هر شیئی پرتر است». او این خلأ را به نوعی صدای ممتد پس از یک انفجار تشبیه می‌کند که در گوش باقی می‌ماند.

در نهایت، پارسی به این نتیجه می‌رسد که مکان ممکن است چیزی باشد که درون بدن باقی می‌ماند، حتی اگر خانه خراب شود یا مرزها پشت سر گذاشته شوند. او تأکید می‌کند که خانه صرفاً معماری نیست و ممکن است به خاطره، بو، عادت و حالت بدن تبدیل شود. او می‌گوید: «خانه شاید آن نقطه‌ای است که انسان در آن نیازی ندارد حضور خودش را توضیح دهد».

به این ترتیب، نمایشگاه «در جایی دور از همه» نمایانگر وضعیت انسانی است که در آن مکان به یک مفهوم عمیق‌تر تبدیل شده و به تجربه‌های فردی و جمعی انسان‌ها گره می‌خورد.

منبع: hamshahrionline.ir

چرا این خبر مهم است؟

این خبر اهمیت دارد زیرا به بررسی ابعاد انسانی و روانی فقدان مکان می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه بدن انسان می‌تواند به عنوان آخرین جغرافیای باقی‌مانده عمل کند. این موضوع در شرایط فعلی، به ویژه در زمان‌های بحران و فاجعه، به شدت مرتبط و قابل تأمل است.

پیشینه

پروژه پرژام پارسی به ناتوانی در روایت تجربه‌های انسانی در زمان فقدان مکان پرداخته و سعی دارد تا با حذف نشانه‌های جغرافیایی، تماشاگر را به عمق این تجربه‌ها نزدیک کند. آثار او به بررسی خلأ و فقدان در زندگی انسان‌ها می‌پردازد و بدن را به عنوان حامل تاریخ و تجربه معرفی می‌کند.