مدیران صنایع با توجه به ناترازی میان تولید و مصرف برق و افزایش تقاضا در فصلهای گرم و سرد سال، به دنبال راهکارهای جدیدی برای مقابله با قطعیهای برنامهریزیشده برق هستند. این قطعیها به یکی از مهمترین چالشهای کسبوکارهای صنعتی تبدیل شده و میتواند خسارتهای قابل توجهی برای آنها به همراه داشته باشد.
خسارتهای ناشی از قطعی برق
قطع برق به معنای خاموشی چند دستگاه نیست؛ بلکه میتواند به از دست رفتن مواد اولیه، کاهش بهرهوری، آسیب به تجهیزات حساس و تأخیر در تحویل سفارشها منجر شود. در این شرایط، مدیران صنایع باید انرژی را به عنوان یک زیرساخت استراتژیک مدیریت کنند و از وابستگی به شرایط ناپایدار شبکه برق بکاهند.
بیشتر بخوانید: چالشهای فرشید ایلاتی و مهدی موحدی بکنظر در مالیات خانههای خالی
تحول به تأمین مستقل انرژی
یکی از راهکارهای اصلی صنایع برای کاهش ریسک قطعی برق، حرکت به سمت تأمین مستقل انرژی است. استفاده از نیروگاههای مقیاس کوچک و مولدهای تولید پراکنده (DG) میتواند به کارخانهها کمک کند تا بخشی از نیاز انرژی خود را خارج از وابستگی به شبکه تأمین کنند. این مدل به صنایع این امکان را میدهد که با یک نگاه بلندمدت، انرژی مورد نیاز خود را از یک هزینه غیرقابل کنترل به یک دارایی قابل مدیریت تبدیل کنند.
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیز یکی از مسیرهای مهم برای صنایع در سالهای آینده است. بسیاری از واحدهای صنعتی با احداث نیروگاههای خورشیدی یا مشارکت در پروژههای تجدیدپذیر تلاش میکنند تا ضمن تأمین بخشی از برق مورد نیاز خود، از مزایای قانونی این حوزه نیز بهرهمند شوند. برق سبز به عنوان یکی از ابزارهای جدید بازار انرژی، امکان خرید و فروش برق تولیدشده از منابع تجدیدپذیر را فراهم میکند و نقش مهمی در مدیریت انرژی صنایع دارد.
مدیریت ریسک انرژی و برنامهریزی دقیق
مدیریت ریسک انرژی باید به شکلی طراحی شود که در برابر تغییرات بازار برق، افزایش مصرف و قوانین جدید انعطافپذیر باشد. استفاده از گواهی ظرفیت در بازار برق به منظور مدیریت ظرفیت تولید و مصرف و ایجاد سازوکارهای مطمئنتر برای تأمین انرژی، یکی از ابزارهای مهم در این راستا است. صنایع بزرگ با شناخت دقیق سازوکارهای بازار برق و برنامهریزی برای تأمین ظرفیت مورد نیاز خود میتوانند تصمیمهای دقیقتری برای توسعه زیرساخت انرژی خود اتخاذ کنند.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که مدیریت انرژی دیگر یک موضوع فنی صرف نیست و مستقیماً با سودآوری، استمرار تولید و جایگاه رقابتی شرکتها ارتباط دارد. صنایعی که بدون برنامه مشخص وارد فصلهای اوج مصرف میشوند، معمولاً مجبور به پذیرش هزینههای ناشی از توقف تولید یا راهکارهای اضطراری با هزینه بالاتر خواهند شد.
در شرایطی که انرژی به یکی از عوامل تعیینکننده تولید تبدیل شده است، تصمیمگیری درباره برق نباید تنها در زمان وقوع خاموشی انجام شود. صنایع موفق، پیش از آغاز فصلهای پرریسک، برنامه جامع انرژی خود را طراحی میکنند. این برنامه میتواند شامل تأمین مستقل برق، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و برنامهریزی دقیق زیرساختی باشد.
مدیرانی که امروز برای مدیریت انرژی تصمیمگیری میکنند، در آینده با ریسک کمتر و قدرت رقابت بیشتری فعالیت خواهند کرد. بحران ناترازی انرژی نشان داده است که انتظار برای حل کامل مشکلات شبکه، راهکار مطمئنی برای صنایع نیست. کارخانهها و واحدهای تولیدی باید به سمت مدلهایی حرکت کنند که کنترل بیشتری بر منبع انرژی خود داشته باشند.
بیشتر بخوانید: مکزیک و کانادا، وابستهترین کشورها به بازار آمریکا · هشدار نهاد نظارتی بریتانیا: قبضهای انرژی بالاتر در راه است!




