شوتینگا با کارگردانی معیریان، دنیای خاصی را به تصویر میکشد که در آن هر جزئیات فرهنگی و انسانی اهمیت دارد. وقتی معیریان میگوید که هدفش گسترش قاطینگا و پاتینگای دهههای قبل بوده، انتخابهای فیلم به روشنی از حاشیه به متن منتقل میشوند. زبان «اینگا»، آکناها، وزیر و حتی تنهایی مروارید در پایان، فقط اضافات یک قصه نیستند؛ بلکه گرههای باز یک جهاناند.
رازهای نهفته در دنیای شوتینگا
مهمترین گره در این جهان، رازی است که دیر لو میرود؛ وزیر شوتینگا میخواسته بچه را به آب بیندازد، اما آکناها نگذاشتهاند و خودشان بزرگش کردهاند. آب در فیلم دو چهره دارد: ابزاری برای حذف از نگاه قدرت و ابزاری برای نجات از نگاه مردم. این دوگانگی به فانتزی وزن میدهد و سفر امروز برای گیاه کمیاب و نجات پریناز را ادامه همان نجات قدیمی میکند.
بیشتر بخوانید: مرغ را با طعمهای جدید و متفاوت در سفرهتان قرار دهید
جزئیات فرهنگی و نجات کودکانه
فیلم در جزئیات فرهنگی میدرخشد. سکانس رویا که بهجای قند، نمک روی سر شخصیت ساییده میشود، خلاقانهترین جابهجایی فیلم است؛ رویایی که قرار نیست شیرین باشد، بلکه شور است مثل جزیره. علی فروتن در این فیلم به مروارید یک جواب قاطع میدهد که تنها لحظهای است که فیلم از قالب فیتیلهای بیرون میآید و لحن پدرانه میگیرد. در اینجا ماجراجویی بازی نیست، بلکه تعهد است.
آموزش در «شوتینگا» با شعر داده میشود نه نصیحت. عمهاینگا در استقبال میخواند: «مهمون چشم ما بودینگا»؛ درسی در مهماننوازی در یک مصرع. اوج همین زبانبازی، لالایی برای سوسمار بیدارشده است: «لالالالاینگا، سوسمارینگااا»؛ مهربانی با همان موجودی که از آن میترسیم. سوسمارهای توی آب نیز همگی با استایل خاص خودشان طراحی شدهاند؛ نه ترسناکاند و نه مصنوعی. اوج هیجان، سکانس پل است که پریناز نزدیک بود از آن بیفتد و سالن را از رخوت بیرون آورد.
با این همه، فیلم در میانه دچار کشآمدگی میشود و انگیزه نجات پریناز گاهی پشت شوخیها گم میشود. در نمایش جشنواره، وضوح همخوانیها نیز در سالن افت داشت که به فهم شعر لطمه زد؛ نکتهای اجرایی که در اکران عمومی باید حل شود.
اما پایان، فیلم را نجات میدهد. پریناز پیش مادر واقعیاش میماند و مروارید تنها برمیگردد. این جدایی شجاعانهترین تصمیم فیلمنامه محمد مسلمی است. فیلم کودک معمولاً همه را با هم برمیگرداند، اما «شوتینگا» قهرمانش را تنها برمیگرداند و همین حس توأمان خوب و تلخ؛ خوشحالی برای پریناز و دلتنگی برای مروارید، تنها لحظهای است که فیلم از سرگرمی به احساس میرسد.
بیشتر بخوانید: مجید مظفری و نیکی مظفری در تئاتر-ارکسترال «آرش» حاضر شدند · جشنواره کودک و نوجوان میزبان ۸۰ کودک نابینا و کمبینا شد




