دکتر روزبه کردونی در تحلیلی عمیق به بررسی مفهوم محضر دیدار در فرهنگ ایرانی پرداخته و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی مردم را بررسی کرده است. محضر دیدار، یکی از پایههای پنهان دوام ایران به شمار میرود؛ کیفیتی که نه در آمارها بهسادگی دیده میشود و نه در تیترهای درشت خبر، اما در زندگی روزمره مردم حضور دارد.
دیدار، فراتر از کنار هم بودن
محضر دیدار، صرفِ کنار هم بودن نیست. آدمها ممکن است در یک شهر زندگی کنند، در یک صف بایستند یا حتی در یک خانه باشند، بیآنکه واقعاً یکدیگر را ببینند. دیدار، از جایی آغاز میشود که قصه دیگری برای ما اهمیت پیدا میکند؛ وقتی کسی از کار، رنج، امید یا نگرانیاش میگوید و دیگری وقت شنیدن میگذارد. این کیفیت، مسئلههای بزرگ را حل نمیکند، اما نمیگذارد آدمها پیش از حلشدن مسئلهها، از هم جدا شوند.
بیشتر بخوانید: هومن محمودی و داستان مهاجرت در فیلم کوتاه «بی در کجا»
میراث زنده ایرانیان
این معنا را میتوان در همه جای ایران مشاهده کرد: در بوشهر، در پیوند کار، دریا و معاشرت؛ در خوزستان، در شبکههای خانواده و رفاقت در دل دشواریهای اقلیمی و معیشتی؛ در خوی و الموت، در آنجا که نام شمس و قلعه، فقط یک نشان تاریخی نیست و به خاطره، لهجه، سفره و تعلق مردم راه پیدا میکند؛ و در اصفهان و شیراز، در گفتوگوهایی که نشان میدهد شهر فقط مجموعهای از بناها و رویدادها نیست، بلکه امکان مکث، دیدار و شریکشدن در آیندهای مشترک است.
تاریخ، وقتی فقط بر دیوار و در پرونده بماند، به گذشتهای قابشده تبدیل میشود. اما وقتی در زبان، آیین، کار و خاطره مردم جاری باشد، دوباره به اکنون بازمیگردد. میراث زنده، چیزی نیست که فقط از آن حفاظت کنیم؛ چیزی است که مردم با آن زندگی میکنند.
ایران را فقط در لحظههای بلند تاریخ و تیترهای درشت خبر نباید جست. گاهی در جمع کوچکی که هنوز برای شنیدن قصه هم جا باز میکند، در دستی که بیسروصدا کاری را راه میاندازد و در سفرهای که برای مهمان جا دارد، پیداست. ایران هنوز دور هم مینشیند؛ و تا وقتی محضر دیدار برقرار است، زندگی در آن جریان دارد.
بیشتر بخوانید: برگزاری جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان «دواخانه» با حسن میرعابدینی · سیدرضا صالحیامیری: فارس باید به کانون اصلی گردشگری بینالمللی ایران تبدیل شود




