امیر سلطانزاده نام خود را در فهرست افرادی دید که رسانههای حکومتی آنها را "خائن به وطن" خوانده و از توقیف اموالشان خبر داده بودند. او تصویری از کتابخانهاش در ایران منتشر کرد و نوشت: «این کتابخانه تنها اموال من در ایران است، اگر اهل کتابخواندن هستید، مصادره کنید.»
فشارهای پیش از انتشار فهرست
به گفته این روزنامهنگار ایرانی ساکن خارج از کشور، تهدیدها مدتها پیش از انتشار این فهرست آغاز شده بودند؛ از پیامهای تهدیدآمیز در شبکههای اجتماعی گرفته تا تماسهای ناشناس با خانوادهاش در ایران. فشارهایی که حتی به شغل پدر سالخوردهاش نیز رسید. سلطانزاده میگوید: «عذاب وجدان داشتم. پدرم به خاطر من شغلش را از دست داده است.»
بیشتر بخوانید: انتقال دو زندانی ایرانی از ازبکستان به کشور در پی پیگیری وزارت دادگستری
این روزنامهنگار با اشاره به تماسهای مکرر افرادی که خود را وابسته به وزارت اطلاعات معرفی میکردند، بیان کرد که آنها بارها از والدینش خواستهاند تا او را به کنار گذاشتن روزنامهنگاری قانع کنند. این فشارها به محل کار پدرش نیز رسید و بر درآمد او تأثیر گذاشت. به همین دلیل، امیر تصمیم گرفت برای مدتی تماس با خانواده را بهطور کامل قطع کند و حال و احوالها از طریق واسطه انجام میشد.
فشارها بر خانواده روزنامهنگاران
فشار بر خانواده روزنامهنگاران ایرانی خارج از کشور، موضوعی است که سازمان گزارشگران بدون مرز نیز درباره آن هشدار داده است. این سازمان اعلام کرده که تمام روزنامهنگاران ایرانی تبعیدی که از سال ۲۰۲۴ از دفتر حمایتی آن کمک گرفتهاند، نزدیک به ۶۰ نفر از اعمال فشار بر اعضای خانواده خود در ایران خبر دادهاند.
امید برین، روزنامهنگار دیگر دویچه وله فارسی، نیز تجربه مشابهی دارد. او میگوید تهدیدها علیه او از حدود سال ۲۰۱۳ آغاز شده و در طول سالها شکلهای متفاوتی پیدا کردهاند؛ از پیامهای تهدیدآمیز و احضار اعضای خانواده تا حملات سایبری و تهدیدهای فرامرزی. برین با اشاره به فشارها میگوید که این تهدیدها او را ناچار کرده است در زندگی روزمرهاش ملاحظات امنیتی بیشتری داشته باشد، از مراقبت در برابر حملات سایبری گرفته تا احتیاط در سفر به برخی کشورهای منطقه.
او بیان کرد: «بزرگترین و ملموسترین تاثیری که این فشارها بر زندگی شخصی من گذاشت، مهاجرت بود. من تا الان سه بار محل زندگی خود را تغییر دادهام و این هزینه سنگینی بوده است.»
چالشهای روزنامهنگاری در ایران
برای روزنامهنگارانی که همچنان در ایران زندگی و فعالیت میکنند، فشارها شکل دیگری نیز دارند؛ از احضار و بازجویی تا تشکیل پروندههای قضایی و احتمال صدور احکام کیفری. یکی از این روزنامهنگاران که به دلایل امنیتی در این گزارش او را "مهشید" مینامیم، از تجربه خود در مواجهه با نهادهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی سخن گفته است.
مهشید میگوید که بازجو خواستار مصادره اموالش شده بود، اما دادگاه به دلیل کافی نبودن ادله با این درخواست موافقت نکرد. او معتقد است برای چنین برخوردهایی گاه از موضوعاتی استفاده میشود که به طور مستقیم به انتشار گزارشهای خبری ارتباط ندارند؛ از پوشش و تصاویر شخصی گرفته تا اظهارنظر در شبکههای اجتماعی.
او در پایان تصریح میکند: «بازجویان جمهوری اسلامی برای تسویهحساب با خبرنگاران مستقل هر چیزی را دستاویز قرار میدهند.» این فشارها موجب خودسانسوری بسیاری از خبرنگاران شده و زندگی حرفهای آنها را تحت تأثیر قرار داده است.
بیشتر بخوانید: خط ۹ متروی تهران با حفاری دو جبههای به مراحل اجرایی میرسد · سفارت آمریکا در عربستان نسبت به حملات جدید به فرودگاهها هشدار داد




