استکبارستیزی در ایران ریشههای تاریخی و فرهنگی عمیقی دارد که به دورانهای مختلف تاریخ این سرزمین بازمیگردد. این مفهوم را نمیتوان صرفاً پدیدهای دانست که با انقلاب اسلامی بهوجود آمده است. موقعیت جغرافیایی ایران سبب شده که در طول تاریخ، قدرتهای بزرگ همچون یونانیان، روسها، عثمانیها، فرانسه، انگلیس و آمریکا به این سرزمین توجه ویژهای داشته باشند و گاه برای تسلط بر آن تلاش کنند.
تاریخچه تقابل و بازسازی هویت
ایران همواره در معادلات قدرتهای جهانی و منطقهای نقش مهمی ایفا کرده است. با وجود حملات و فشارهای متعدد، این سرزمین بارها توانسته است خود را بازسازی کند و دوباره به کانونی تمدنساز تبدیل شود. سهم ایران در شکلگیری و گسترش تمدن اسلامی نیز بسیار قابل توجه است. تجربه مواجهه با قدرتهای خارجی و تلاش برای حفظ هویت و استقلال، بهتدریج نوعی فرهنگ مقاومت در برابر سلطه را شکل داده است.
بیشتر بخوانید: علی زینی وند: توضیحات قطر درباره خلبانان ایرانی مفقود شده ناکافی است
انقلاب اسلامی یکی از مهمترین مراحل ظهور و تقویت این گرایش تاریخی است. شرایط بینالمللی و حجم مخالفت قدرتهای بزرگ با انقلاب اسلامی، آن را از بسیاری از تجربههای پیشین متمایز میکند. تصور نمیشد انقلابی با چنین ابعادی بتواند در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی دوام بیاورد.
فرهنگ اسلامی و مفهوم استقلال
فرهنگ اسلامی ایرانیان نیز عامل مهمی در شکلگیری استکبارستیزی است. اسلام بهعنوان دین عزت و استقلال، با آموزههای قرآنی درباره موسی و فرعون، نمونهای روشن از تقابل قدرت متکبر با اراده الهی و مقاومت در برابر ستم را ارائه میدهد. این آموزهها در کنار تجربه تاریخی ایرانیان، به شکلگیری نگرشی کمک کردهاند که پذیرش سلطه و وابستگی را با عزت ملی و باورهای دینی ناسازگار میداند.
فرهنگ عاشورا و سیره پیامبر اسلام و ائمه نیز اهمیت ویژهای دارد. در منطق این فرهنگ، مبارزه برای حفظ اعتقاد و استقلال، حتی در شرایط دشوار، ارزشمند است. بنابراین، استکبارستیزی را باید حاصل پیوند تجربه تاریخی ایران، فرهنگ ملی و آموزههای اسلامی دانست.
در شرایط کنونی، نبرد ایران با دشمنان صهیونیستی و آمریکایی هم یک رویه نظامی و فناورانه دارد و هم یک رویه فرهنگی. بازتولید روایتها برای مشروعیتبخشیدن به مباحث، نشاندهنده اهمیت روایت فرهنگی در این تقابل است. برتری نظامی-فناورانه و توانایی در تولید روایت فرهنگی هر دو تعیینکننده هستند، اما قدرت نظامی بهتنهایی کافی نیست.
تجربه انقلاب و جنگ، نشان داده که ایمان، انگیزه اجتماعی و انسجام ملی نیز در پایداری کشور نقش بسزایی دارند. در این راستا، روایت فرهنگی و مشروعیت اجتماعی اهمیت اساسی دارد. یک کشور برای حفظ استقلال خود باید هم توان دفاع از سرزمینش را داشته باشد و هم چرایی مقاومت خود را برای مردمش توضیح دهد.
بیشتر بخوانید: تنش در میدان تره بار مرکزی و واکنش کسبه به حادثه · عقبنشینی ناوهای آمریکایی و تقویت روحیه مقاومت در ارتش ایران




