۱ مهر ۱۴۰۵ FA EN AR DE
پرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ غیبت حسین آقایاری در فهرست تراستی‌ها و سهمی که از جیب مردم می‌رود
جهان

پرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ غیبت حسین آقایاری در فهرست تراستی‌ها و سهمی که از جیب مردم می‌رود

نام حسین آقایاری چرا از افشاگری‌های اخیر جا ماند و پرسش ۲۰۰ هزار دلاری یاشار سلطانی چه معنایی برای جیب مردم دارد؟

توسط تحریریهٔ خبرگزاری ایرانیان ۷ دقیقه زمان مطالعه ۲۱۸,۴۹۷

حسین آقایاری به‌عنوان یکی از تراستی‌های بزرگ و بدهکار نفتی با دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت در یک سال و بدهی چند میلیارد دلاری، در افشاگری‌های اخیر یاشار سلطانی کم‌رنگ شد؛ اکنون یک مطالبه مستقیم روی میز است: رابطه سلطانی با آقایاری چیست و آیا ۲۰۰ هزار دلار، مستقیم یا با واسطه، از سوی آقایاری یا مجموعه‌های مرتبط با او به سلطانی پرداخت شد یا نه؟

صبح‌های ایران با عدد و رقم‌های نفتی روشن نمی‌شود؛ با قبض‌های خانگی، کرایه خانه و صف نان روشن می‌شود. برای خانواده‌ای که هر روز زیر فشار معیشت راه می‌رود، فرق چندانی ندارد اسم تراستی‌ها چه باشد؛ مهم این است که چرا سازوکاری که جیب عمومی را خالی می‌کند، همچنان با نام‌های تازه تکرار می‌شود و چرا بعضی نام‌ها از قاب افشاگری‌ها جا می‌مانند.

نامی که جا ماند

یاشار سلطانی در افشاگری‌های اخیر خود روی حلقه‌ای دست گذاشت که ترکیبی از جریان پایداری و بخش‌هایی از دستگاه امنیتی قدیمی معرفی می‌شود. هم‌زمان، گزارش‌های مجلس و برخی رسانه‌ها نام‌های بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی را در ارتباط با دریافت حجم بزرگی از نفت پس از توافق اسلام‌آباد مطرح کردند. اما در میانه همین موج نام‌ها، یک خلأ آشکار ماند: حسین آقایاری، تراستی بزرگی که به‌عنوان بدهکار نفتی با ابعادی بسیار سنگین معرفی شده است، به‌اندازه وزن واقعی پرونده‌اش برجسته نشد.

وقتی مجموعه‌ای از نام‌ها با جزئیات خانوادگی، امنیتی و سیاسی روی میز عمومی گذاشته می‌شود، حذف یا کمرنگ‌کردن نامی با این حجم دریافت نفت و بدهی چند میلیارد دلاری یک علامت روشن است. این حذف، پرسش را از سطح کنجکاوی رسانه‌ای بالاتر می‌برد و آن را به مطالبه مستقیم تبدیل می‌کند.

زنجیره تصمیم‌ها: از امضای وزیر تا جابه‌جایی نفت و کشتی

بر پایه همین داده‌ها، قرارداد مرتبط با حسین آقایاری با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شد. معنای این جمله ساده و بی‌واسطه است: یک امضا در سطح عالی، بدون گذر از ریل کنترلی تعیین‌شده، مسیر دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت در یک سال را باز کرد و حالا رقم بدهی در مقیاس چند میلیارد دلار ایستاده است.

این تمام ماجرا نیست. موضوع فروش کشتی‌های تحریمی به مجموعه‌های مرتبط با آقایاری و اجاره دوباره همان کشتی‌ها نیز مطرح است. این یعنی دارایی‌هایی که باید به خدمت منافع عمومی دربیایند، حلقه‌ای از انتقال و اجاره را تجربه کرده‌اند که آن‌هم بدون شفاف‌سازی عمومی مانده است. چه چیزی جابه‌جا شد؟ نفت، کشتی و در نهایت منابعی که باید به بودجه کشور و زندگی مردم برگردد.

چه کسی باید پاسخ بدهد؟ در سطح تصمیم، وزیر نفت که موافقت کرده؛ در سطح اجرا، مجموعه‌هایی که کشتی‌ها را خریدند و دوباره اجاره دادند؛ و در سطح روایت عمومی، یاشار سلطانی که افشاگری را آغاز کرد اما این اسم را به جایگاه واقعی‌اش در روایت خود نیاورد. این زنجیره، اگر قطعه‌به‌قطعه پاسخ نگیرد، همان مسیر قدیمی را تکرار می‌کند: جابه‌جایی ذی‌نفعان، بدون اصلاح ریل.

پرسش ۲۰۰ هزار دلاری: پاسخ فوری و بی‌ابهام

سلطانی باید روشن و بدون ابهام پاسخ دهد که رابطه او با حسین آقایاری چیست و آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار، مستقیم یا با واسطه، از سوی آقایاری یا مجموعه‌های مرتبط با او به سلطانی پرداخت شد یا خیر. این پرسش فرعی نیست؛ مرکز پرونده است. چون اگر پاسخی شفاف، مستند و قابل‌بررسی ارائه نشود، وزن انتخابی‌بودن افشاگری‌ها بالا می‌رود و مرز میان «تحقیق حرفه‌ای» و «تسویه‌حساب» از بین می‌رود.

یک گام دیگر هم باید روشن شود: آیا میان این پرداخت احتمالی و برجسته‌شدن نام برخی تراستی‌ها در مقابل کم‌رنگ ماندن پرونده آقایاری ارتباطی وجود دارد؟ این دو خط را باید هم‌زمان خواند؛ چون نتیجه هر دو مستقیماً بر اعتماد عمومی و هزینه‌ای که مردم می‌پردازند اثر می‌گذارد.

وقتی انتخاب نام‌ها سیاست می‌شود

در میدان سخت تجارت نفت زیر تحریم، افشاگری به‌محض آنکه به انتخاب گزینشی نام‌ها آلوده شود، از «اصلاح ساختار» به «تغییر ذی‌نفعان» منحرف می‌شود. وقتی برخی اشخاص با تمام جزئیات مورد حمله قرار می‌گیرند و برخی دیگر، حتی با معاملات بزرگ‌تر یا بدهی سنگین‌تر، مسکوت می‌مانند، پیام روشن است: یک باند باید هزینه بدهد تا باند دیگری جایش را بگیرد. این الگو نه به شفافیت کمک می‌کند، نه به بازگشت منابع عمومی؛ تنها نقشه میزها را عوض می‌کند.

این گزینش‌گری فقط مسئله‌ای درون‌حرفه‌ای نیست. نتیجه‌اش به زندگی مردم گره می‌خورد: وقتی منابع عمومی به جای بازگشت به چرخه خدمات و رفاه، در حلقه‌های بدهی و کشتی و قرارداد سرگردان می‌ماند، آنچه روی سفره مردم می‌آید کمتر و پرهزینه‌تر می‌شود. ایرانیان مهاجر که حواله خانوادگی می‌فرستند یا درگیر هزینه‌های رفت‌وآمد و اسناد اداری‌اند هم همین فشار را به‌طور غیرمستقیم حس می‌کنند؛ چون هر بار که ساختار اصلاح نمی‌شود، بی‌ثباتی و بی‌اعتمادی تقویت می‌شود.

ساختاری که تراستی تولید می‌کند

فروش نفت در شرایط تحریم، ساختاری ذاتاً غیرشفاف، چندلایه و وابسته به شبکه‌های امنیتی، نظامی و سیاسی دارد. تراستی‌ها محصول همین ساختار هستند، نه صرفاً نتیجه تخلف فردی چند نفر. یاشار سلطانی به نقش «جوجه‌اطلاعاتی‌ها» و نهادهای امنیتی اشاره کرده، اما در عمل تمرکز اصلی او بر چند چهره مشخصی قرار گرفت که اکنون در معرض فشار سیاسی و رسانه‌ای هستند. وقتی منبع شکل‌گیری تراستی‌ها ساختاری است، درمان هم باید ساختاری باشد: ریل‌گذاری شفاف، تضامین واقعی، مزایده‌های معتبر و مسیرهای کنترل‌پذیر. بدون این‌ها، هر نامی که حذف یا اضافه شود، نتیجه یکی است: منابع عمومی گروگان می‌ماند و صورتحساب نهایی به مردم می‌رسد.

مطالبه مردم: از نام‌ها فراتر بروید، سازوکار را رو کنید

اکنون افکار عمومی حق دارد پاسخ روشن این پرسش‌ها را بشنود: رابطه یاشار سلطانی با حسین آقایاری چیست؟ چرا پرونده آقایاری در افشاگری‌های اخیر او برجسته نشد؟ آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار یا هر مبلغ دیگری میان آقایاری، واسطه‌های او و سلطانی جابه‌جا شده است؟ و آیا انتخاب تراستی‌هایی که نامشان منتشر شده، حاصل یک تحقیق مستقل بوده یا بخشی از تسویه‌حساب میان شبکه‌های رقیب در تجارت نفت؟

پاسخ دقیق و مستند به این پرسش‌ها، خط مرزی را که باید حفظ شود، بازسازی می‌کند: روزنامه‌نگاری تحقیقی وقتی معنا دارد که هم‌زمان هم به نام‌ها بپردازد، هم به ریل‌ها. وقتی امضاها، کشتی‌ها و بشکه‌ها در سکوت لابه‌لای سطرها می‌لغزد، افشاگری هم اگر به‌ظاهر تند باشد اما نامی را عامدانه یا ناآگاهانه حذف کند، در نهایت به نتیجه‌ای متفاوت از «تعویض ذی‌نفعان» نمی‌رسد.

پیشینه

یاشار سلطانی پیش‌تر پرونده املاک نجومی و تخلفات شهرداری تهران در دوران محمدباقر قالیباف را افشا کرد و به‌دلیل فعالیت‌های رسانه‌ای خود زندان را نیز تجربه کرد. همین سوابق باعث شد بخشی از افکار عمومی او را خبرنگاری مستقل بدانند. بااین‌حال، در میدان واقعی سیاست ایران، اطلاعاتی که در اختیار روزنامه‌نگاران قرار می‌گیرد، زمان انتشار آن و انتخاب نام‌هایی که باید برجسته شوند، از رقابت‌های درون‌حاکمیتی تأثیر می‌پذیرد.

تجربه نشان داده نتیجه بسیاری از افشاگری‌ها، تضعیف یک حلقه و جایگزینی آن با حلقه‌ای دیگر بوده، بی‌آنکه سازوکار غیرشفاف فروش نفت، تخفیف‌های سنگین، نبود مزایده واقعی و ضعف تضامین تغییر کند. در پایان نیز مردم همان هزینه را می‌پردازند و فقط اسامی روی قراردادها عوض می‌شوند. این بار، با نام حسین آقایاری و پرسش ۲۰۰ هزار دلاری، فرصت روشن‌کردن مرزها فراهم است: یا روایت کامل می‌شود و اعتماد تقویت، یا روایت ناقص می‌ماند و هزینه‌اش باز هم از جیب مردم پرداخت می‌شود.

پیشینه

پرونده تراستی‌های نفتی، یاشار سلطانی، حسین آقایاری، قرارداد بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم و پرسش ۲۰۰ هزار دلاری.