محمدرضا دانهکار، پژوهشگر و کارشناس توسعهدهنده کسبوکار، دربارهٔ نگرانی خانوادهها از مهاجرت نخبگان و بینتیجه ماندن تلاشهای فرزندانشان، دیدگاههای روشنی دارد. او میگوید: «اگر قرار است نخبه برود، اصلاً چه نیازی است که فرزند من هم مسیر سخت نخبه شدن را طی کند؟» این سوالی است که این روزها در ذهن بسیاری از خانوادهها شکل گرفته است.
آمادگی برای دنیای تازه
دانهکار معتقد است که پاسخ به این نگرانی نباید صرفاً در دوقطبی «رفتن یا ماندن» محدود شود. او به تجربه کشورهایی مانند چین اشاره میکند که توانستهاند با اتکا به توان درونی خود و عبور از فشارهای اقتصادی، به مرحلهای برسند که استعدادهایشان برای کار در عرصههای بینالمللی آماده شدهاند. این کارشناس تأکید میکند که تربیت نسل برای کار بینالمللی یک استثنا نیست، بلکه رویه طبیعی رشد یک ملت قدرتمند است.
بیشتر بخوانید: علی نصیری: بارندگیهای شدید تهدیدی جدی برای تهران است
دانهکار همچنین اشاره میکند که متخصصان ایرانی با توان علمی بالای خود توانستهاند پروژههای عظیمی، چون توسعه خطوط مترو و زیرساختهای بزرگ را مدیریت کنند و این نشان میدهد که فرزندان این مرز و بوم میتوانند با اقتدار وارد بازار کار جهانی شوند.
مدیریت استعدادها و انتقال دانش
این پژوهشگر، برای عبور از بنبست ذهنی، نخستین گام را کنارگذاشتن قضاوتهای افراطی میداند. او میگوید مهاجرت استعدادها نباید همیشه بهمثابه «فرار» تلقی شود. دانهکار بر این باور است که اگر قرار باشد مهاجرتی رخ دهد، این اتفاق باید زیر چتر «صادرات هدفمند دانش» انجام گیرد. او معتقد است که رفتنها اگر مبتنی بر قرارداد و تعهد بازگشت باشد، عین اقتدار است.
دانهکار همچنین بر ضرورت فراهمکردن زیرساختهای جدی، مانند وضع قوانین «کار از راه دور» و شبکه ارتباطی با نخبگان مقیم خارج، تأکید میکند. او از نهادهای مسئول و رسانهها میخواهد که از موضع دلسردکننده دست بردارند و برای ایجاد پیوندی مؤثر تلاش کنند.
نگرانی خانوادهها از بینتیجه ماندن سالها درس و دانشگاه فرزندانشان، همچنین یکی دیگر از موارد مهمی است که دانهکار به آن میپردازد. او این وضعیت را بخشی از دگرگونیهای همیشگی تاریخ میداند. بهطور مثال، دوران ماشینهای بخار کارگران سنتی را بیکار کرد، اما نسلی از تکنسینهای تازهنفس را پروراند. او بر این باور است که امروزه سایه هوش مصنوعی نیز مسئول تغییر الگوهاست و مشاغل سنتی در حال پوسیدن هستند.
دانهکار نتیجهگیری میکند که والدین باید بهجای نگرانی از تغییرات سریع شغلی، سنگ بنای آمادگیها را از نهاد خانواده شکل دهند. او بر این نکته تأکید میکند که والدین نباید فرزندانشان را صرفاً به خط تولید «مدرک و معدل» بسپارند، بلکه باید آنان را به سمت مهارتهای نرم و توانمندیهای روزمره سوق دهند.
در نهایت، دانهکار به خانوادهها توصیه میکند که با کنجکاوی به استقبال علم روز بروند و ترس از تکنولوژی را در کانون خانواده دفن کنند. فرزندی که در خانواده یاد میگیرد هویت اصیل و ریشههای فرهنگیاش را بپذیرد، میتواند با دغدغه رفع دردهای مردم سرزمینش و توان علمی بینالمللی، گام در بازار جدید بگذارد.
بیشتر بخوانید: مشکلات بیپایان مهاجران افغانستانی در ایران و چالشهای زندگی آنان · پیروزی دموکراتها و تغییر معادلات کنگره در برابر ترامپ




