سیامک صفری نیاز به معرفی و تعریف ندارد؛ چهرهای که میتوان او را مرد صحنه و بازیگری پرشور و پرتوان دانست. نقشآفرینیهای دشوار و ماندگار او در سینما، بازیهای فنی و متفاوتش در تلویزیون و حضورش در آثار نمایش خانگی، بخشی از کارنامه پربار این بازیگر باسابقه است.
صفری از بازیگران باسابقه تئاتر ایران است که با نقشآفرینی در نمایشهایی چون «شکار روباه»، «خاطرات و کابوسهای یک جامهدار...» و «میسیسیپی نشسته میمیرد» شناخته میشود. در سینما هم با فیلمهایی مانند «اعترافات ذهن خطرناک من» و «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» و در تلویزیون با مجموعههایی چون «مختارنامه» و «مهیار عیار» حضور داشته و در شبکه نمایش خانگی نیز در آثاری مانند «همگناه» و «در انتهای شب» بازی کرده است.
بیشتر بخوانید: غزاله اکرمی با تیپی متفاوت در اکران فیلم «جانشین» در موزه سینما
چالشهای تئاتر امروز و صدای هنرمندان
در فرصتی که دست داد، با او درباره وضعیت امروز تئاتر، مناسبات اقتصادی و رفاقتی در بازیگری، ورود چهرههای سفارشی به عرصه هنر و دشواریهای ماندن در این حرفه گفتوگو کردهایم؛ گفتوگویی صریح با بازیگری که همچنان تئاتر را خانه اصلی خود میداند.
آقای صفری هم سریال «آسباد» را روی آنتن تلویزیون دارید هم نمایش «آرزوهای کوچک» را روی صحنه. میخواهم گفتوگو را با اظهارنظر اخیر اکبر زنجانپور آغاز کنم. ایشان بعد از ۶۰ سال فعالیت در تئاتر گفتهاند: «اگر این تئاتر است، خاک بر سر من که ۶۰ سال عمرم را پای آن گذاشتم!» به نظر شما این گلایه و کنایه چه معنایی دارد؟
جای تأسف دارد که آقای زنجانپور، با آن سابقه و جایگاهی که در عرصه تئاتر دارند، به این نقطه برسند که چنینحرفی بزنند. این نشاندهنده مشکلات زیادی است که در فضای فرهنگی و تئاتری ما وجود دارد. قطعاً اشاره ایشان درست است، اما من اعتقاد ندارم که ایشان عمرشان را در تئاتر به بطالت گذراندهاند. حضور ایشان هیچوقت فراموش نمیشود و مخاطبان بهخوبی ارزشهای ایشان را میشناسند.
آشفتگی در فضای هنری و اقتصادی
اما گلایهشان کاملاً بهجاست؛ چون همه ما مشکلات موجود را میدانیم. تئاتر باید تعریف روشنی داشته باشد و تماشاگر جایگاه واقعی خودش را پیدا کند. این آشفتگی فقط مختص تئاتر نیست. در سینما و نمایش خانگی هم شاهد چنین وضعیتی هستیم. حتی مخاطب دچار چندگانگی شده است. از طرفی اجراهای عجیب و متفاوتی در فضاهای لاکچری برگزار میشود؛ فضاهایی که اساساً برای اجرای تئاتر تعریف نشدهاند.
تئاتر در همه جای دنیا تعریف روشنی دارد. مثلاً تئاتر حرفهای داریم، تئاتر تجاری و هرکدام از اینها عنوان و ارزشهای مشخص خودشان را دارند. اما الان همهچیز با هم قاطی شده است. تماشاگر سردرگم است و نمیداند وقتی وارد یک سالن تئاتر میشود قرار است چه چیزی ببیند.
قطعاً شرایط اقتصادی هم بر این وضعیت تأثیر گذاشته است. هزینههای بالای اجرا، تبلیغات و حضور بلاگرها برای تبلیغ تئاترها، گروههای تئاتری را به سمت فروش بلیت سوق داده است. به وضعیتی رسیدهایم که نه میتوانیم کاملاً محکومش کنیم و نه میتوانیم بگوییم کار درستی است.
تئاتر به حمایت نیاز دارد. در همه جای دنیا هم همینطور است. دولت و نهادهای فرهنگی باید به تئاتر کمک کنند تا این هنر بتواند بدون آسیب دیدن، مسیر سالم خودش را ادامه بدهد.
نمایش «آرزوهای کوچک» که این روزها روی صحنه دارید، یک مسئولیت اجتماعی هم دارد و به کودکان کمبرخوردار کمک میکند. به نظر شما چطور میتوان زمینه چنین فعالیتهایی را بیشتر فراهم کرد؟
واقعاً این نوع اجراها در جهان من نیست. اگر هم پیشنهادی بدهند، شاید بترسم؛ چون نمیدانم آن فضا و شرایط چیست. ترجیح میدهم در همین مسیری که میشناسم و در آن فعالیت کردهام، حرکت کنم.
در انتخاب آثار سینمایی و نمایشخانگی، فیلمنامه، نقش و کارگردان برای من اهمیت دارند. اما گاهی آدم مجبور میشود کمی از حساسیتهایش کوتاه بیاید. برای خود من پیش آمده که پیشنهادی داشتهام، اما دستمزدی که پیشنهاد شده احساس توهین میکند. گاهی فقط خوب بودن فیلمنامه کافی نیست؛ شرایط و نوع نگاه هم اهمیت دارد.
بیشتر بخوانید: بهناز جعفری: چرا نقشم را در سریال بامداد خمار حذف کردید · بیل کلینتون: قیمت بالای بنزین نتیجه حمله به ایران است




