ایران واقعی، بسیار بزرگتر از قابهایی است که برخی سینماگران و هنرمندان فارسیزبان در رویدادهای بینالمللی روایت میکنند. این روایتها، بیشتر بر مشکلات و بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی تمرکز دارند و در واقع تصویر یکسویهای از جامعهای با تاریخی از مقاومت و ایستادگی را به نمایش میگذارند. در این میان، جایگاه واقعی ایران و داستانهای امیدبخش آن به حاشیه رانده شده است.
تکرار روایتهای بحران
خبر اهدای جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها»ی جشنواره ونیز به یک بازیگر فارسیزبان، در ظاهر یک موفقیت سینمایی به نظر میرسد، اما در واقعیت باید به عنوان بخشی از یک مسئله فرهنگی و رسانهای به آن نگریست. فیلم «مراقب» روایتی از یک خانواده ایرانی است که درگیر بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی است. این فیلم، به تصویر کشیدن مشکلات را حق سینما میداند، اما خطر اینجاست که تنها بخشی از واقعیت به سطح میآید و تصویر کلی ایران را به یک جامعهای پر از بحران و ناامیدی تقلیل میدهد.
بیشتر بخوانید: بازتاب در الماس مرده؛ فیلمی به سبک تارانتینو درباره جاسوس سالخورده
ضرورت تنوع در روایتها
سینما باید بتواند بین واقعیتهای اجتماعی و روایتهای انتخابی تفاوت قائل شود. در شرایطی که یک بخش از واقعیت، جای تمام واقعیت را میگیرد، باید پرسید چه نوع روایتی از ایران بیشتر مورد توجه جشنوارهها قرار میگیرد. آیا روایتهایی که بر فساد، فقر و مهاجرت تأکید دارند، نسبت به دیگر روایتها برتری دارند؟
جشنوارههای بینالمللی فقط محل نمایش فیلم نیستند؛ آنها بخشی از میدان تولید معنا و تصویر درباره ملتها و جوامع نیز هستند. بنابراین، باید به این موضوع توجه کرد که اگر ایران به عنوان یک جامعه پر از بنبست و بیآیندگی معرفی شود، نهادهای فرهنگی و رسانهای کشور باید درباره این تصویر گفتگو کنند. این همان جایی است که مفهوم جنگ روایتها اهمیت پیدا میکند. اگر ما روایت نکنیم، دیگران این کار را خواهند کرد و در نهایت، تصویر ساختهشده از بیرون جای روایت ما را خواهد گرفت.
در چنین شرایطی، سینما یکی از مهمترین ابزارهای روایت فرهنگی است. به موازات ساخت فیلمهایی درباره آسیبهای اجتماعی، ساخت فیلمهایی درباره امید، مقاومت و تجربه تاریخی مردم ایران نیز ضرورت دارد. ایران نه بهشت بیمسئلهای است و نه سرزمین تاریکی و بنبست. جامعه ایران مجموعهای از تناقضها، ظرفیتها و چالشهاست.
جایزه ونیز بیش از آنکه پایان یک ماجرا باشد، میتواند آغاز یک سؤال جدی باشد: چرا تصویری از ایران که برای مخاطب خارجی جذابتر است، معمولاً بر بحرانها و تاریکیها تأکید دارد؟ پاسخ به این سؤال نیازمند یک بازاندیشی جدی در سیاست فرهنگی و سینمایی کشور است.
بیشتر بخوانید: حضور الیکا عبدالرزاقی و امید زندگانی در کنسرتنمایش «سیاوش» · هشدار نارنجی سازمان هواشناسی برای ۶ استان: بارش شدید و سیلاب در راه است




