الجمعة, ٦. نوفمبر ٢٠٢٦ FA EN AR DE
روایت محب از سقوط جمهوری افغانستان و چالش‌های سیاسی
تحليل

روایت محب از سقوط جمهوری افغانستان و چالش‌های سیاسی

منبع تصویر: afintl.com

بقلم هيئة تحرير يورونيوز فارسي ٣ دقيقة مدة القراءة ٣٦,٧٥٧

محب، در کتاب خود، روایت مشروحی از فروپاشی جمهوری افغانستان را ارائه می‌دهد؛ روایت‌هایی که به اختلاف‌های سیاسی در کابل، ضعف و فساد نهادهای دولتی و رقابت میان چهره‌های سیاسی می‌پردازد. او به‌ویژه به نقش زلمی خلیلزاد و روزهای پایانی حکومت اشرف غنی اشاره می‌کند.

دفاع از اشرف غنی و انتقادات از رقبای سیاسی

این کتاب به نوعی دفاعیه‌ای از کارنامه و سیاست‌های محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، محسوب می‌شود. محب غنی را سیاستمداری می‌داند که به نهادسازی، مبارزه با فساد و اصلاح حکومت‌داری ناکارآمد باور داشت. او می‌نویسد که یکی از اهداف اصلی غنی نجات قدرت از چنگ جنگ‌سالاران بود.

محب با زبانی صریح به انتقاد از شماری از سیاستمداران دیگر افغانستان می‌پردازد و نگاهی انتقادی به عملکرد و نقش آنان دارد. او به‌ویژه به اختلاف عمیق میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله اشاره می‌کند؛ اختلافی که به روایت او، فراتر از رقابت سیاسی رفت و به ساختار حکومت سرایت کرد.

شکاف سیاسی و پیامدهای آن

محب می‌نویسد که این شکاف در مقطعی به مرحله‌ای خطرناک رسید که هر دو، خود را پیروز انتخابات اعلام کردند و برای برگزاری مراسم سوگند نیز محل جداگانه‌ای در نظر گرفتند. بیشتر سفیران کشورهای خارجی به محل برگزاری مراسم سوگند غنی رفتند و تیم عبدالله مسیرهای منتهی به آنجا را بستند. این رویداد تصویری روشن از عمق شکاف سیاسی در آن زمان بود که به تقابل دو تیم سیاسی در ساختار حکومت تبدیل شد.

این اختلاف در ادامه آن‌قدر عمیق شد که وزارتخانه‌ها و نیروهای امنیتی نیز به دو بخش تقسیم شده بودند و با یکدیگر همکاری نمی‌کردند. محب معتقد است که ریشه بخشی از این شکاف به انتخابات و نحوه شکل‌گیری حکومت وحدت ملی برمی‌گردد. او غنی را برنده انتخابات جنجالی می‌داند و معتقد است که مداخله آمریکا در این روند، به جای تقویت دموکراسی، آن را تضعیف کرد.

محب در انتقاد از حزب جمعیت اسلامی افغانستان، به‌ویژه صلاح‌الدین ربانی، می‌گوید که جنگ‌سالاران و شبکه‌های سیاسی مانع اجرای طرح‌های توسعه و اصلاحات مورد نظر غنی بودند. او به‌طور مشخص ربانی را فردی تقلبی و فاقد اعتمادبه‌نفس توصیف می‌کند.

محب همچنین انتقاداتش را به حنیف اتمر نیز گسترش می‌دهد و او را فردی پرکار، اما خودخواه می‌داند. به گفته او، اتمر در تلاش بود که غنی را در انتخابات آینده به چالش بکشد و از موقعیت دولتی خود برای ایجاد یک پایگاه سیاسی استفاده می‌کرد. محب می‌نویسد شورای امنیت ملی در دوره اتمر به «مهدکودک شاهزاده‌های کوچک» تبدیل شده بود.

به‌طور کلی، محب در کتاب خود به بررسی عمیق مشکلات ساختاری و سیاسی در افغانستان می‌پردازد و از چالش‌هایی که منجر به سقوط جمهوری شد، پرده برمی‌دارد. او همچنین به ضعف‌های شخصی خود در مواجهه با برخی از چهره‌های سیاسی اعتراف می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که این مشکلات نه تنها ناشی از اختلافات سیاسی، بلکه از ناکارآمدی در مدیریت کشور نیز سرچشمه می‌گیرد.

المصدر: afintl.com