ایران بهتازگی قدمی استراتژیک بهسوی دکترین ابهام هستهای برداشته است. تحولات اخیر در پرونده هستهای و تهدیدات مکرر نظامی از سوی ایالات متحده، این پرسش را مطرح کرده که آیا ادامه راهبرد شفافیت در حوزه هستهای میتواند امنیت کشور را تأمین کند؟ تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که پاسخ به این پرسش منفی است.
تجربه شفافیت و پیامدهای آن
در طول سالها، جمهوری اسلامی ایران همواره شفافیت را بهعنوان رویکردی در همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نظر گرفته است، اما این شفافیت نهتنها پاداشی در پی نداشت، بلکه به ابزاری برای پروندهسازی و فشار علیه کشور تبدیل شد. گزارشهای آژانس به بهانهای برای حملات نظامی تبدیل شده و تأسیسات هستهای اعلامشده، آماج نیات خصمانه دشمن گشتهاند.
بیشتر بخوانید: نورهای مرموز در آسمان ایران توجهها را جلب کرد
در این راستا، بهنظر میرسد که حرکت به سوی «دکترین ابهام هستهای» میتواند راهکار مؤثری باشد. در این دکترین، عدم قطعیت بهعنوان ابزاری برای بازدارندگی بهکار گرفته میشود. ایران نه تنها اعلام نمیکند که به دنبال سلاح هستهای است، بلکه وضعیت آینده و گامهای بعدی خود را نیز مبهم نگه میدارد.
تعلیق ضمنی و عدم شفافیت
برخی از کارشناسان بر این باورند که خروج رسمی از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) یا حرکت به سمت بازدارندگی آشکار میتواند گزینههایی مناسب باشد، اما این مسیر ممکن است هزینههای بالایی داشته باشد. در این شرایط، «تعلیق ضمنی» بهعنوان یک راهبرد هوشمندانه مطرح است؛ یعنی حفظ عضویت صوری در NPT، اما کاهش و تعلیق تدریجی همکاریها با آژانس، کاستن از دسترسی بازرسان و توقف اجرای مطالبات آنها.
شفافیت باید بهعنوان ابزاری برای چانهزنی مدنظر قرار گیرد و نه تعهدی دائمی. اگر قرار به ارائه اطلاعات باشد، باید در ازای امتیاز متقابل و قابل بازگشت باشد. در غیر این صورت، شفافیت به نقطهضعف تبدیل خواهد شد.
دکترین ابهام مزایای استراتژیک فراوانی دارد؛ افزایش هزینه محاسباتی دشمن، تقویت بازدارندگی، حفظ اهرم دیپلماتیک و کاهش امکان اجماعسازی علیه ایران از جمله این مزایا هستند. این رویکرد با نظریههای مطرح شده در حوزه امنیت بینالملل نیز همخوانی دارد.
امام شهیدان در مورد شفافیت در زمینه مسائل امنیتی تأکید کردهاند که در جنگ و در مقابل دشمن، جایی برای افشاگری و شفافیت وجود ندارد. این نگرش باید بهعنوان یک اصل در تمامی کنشهای مرتبط با موضوع هستهای در نظر گرفته شود.
در نهایت، تجربه شفافیت یکطرفه نشاندهنده آن است که این رویکرد نتوانسته امنیت ایران را تأمین کند. دکترین ابهام هستهای و تعلیق ضمنی همکاری با آژانس، مؤثرترین راه برای افزایش هزینه طرف مقابل و حفظ گزینههای ایران محسوب میشود. ایران نیازی به خروج از NPT ندارد، کافی است در مورد آینده هستهای خود شفاف نباشد و به دشمن اجازه ندهد از وضعیت ما آگاه شود.
بیشتر بخوانید: نجات ۱۷ محکوم به قصاص از طناب دار · کشف استعدادهای هنری دختران در کمیکستان تهران




