بحران سالمندی در ایران به عنوان یک واقعیت اجتماعی، ابعاد و تعابیر مختلفی را در بر میگیرد. در حال حاضر، جامعهٔ ما در حال سالمندتر شدن است و این وضعیت نیازمند توجه جدی و اقدامات مؤثر از سوی دولت و نهادهای اجتماعی است. در سالهای اخیر، به نظر میرسد که واکنشها به این بحران، به جلسات محدود و بینتیجه در باغهای زیبا محدود شده است، جلساتی که در آن نمایندگان انجمنهای علمی و دولتی گرد هم میآیند اما هیچگاه نمایندگان اصلی کابینه در آن حضور ندارند.
عوامل مؤثر بر بحران سالمندی
افزایش سن جمعیت، کاهش زاد و ولد و افزایش سن ازدواج از جمله عوامل مؤثری هستند که به بحران سالمندی دامن میزنند. همچنین، پیشرفتهای پزشکی و دانش طب، به طور اجتنابناپذیری به افزایش طول عمر و در نتیجه، سالمندی جامعه منجر شده است. در این میان، امید به زندگی نیز به عنوان یک عامل مهم در تغییر ساختار سنی جمعیت شناخته میشود.
بیشتر بخوانید: جزئیات طرح بسته مادران دارای فرزند متولد ۱۴۰۵ فردا توسط شهردار تهران اعلام میشود
فاصلهٔ روزافزون بین ایدئالهای طبقه متوسط و واقعیتهای زندگی موجب شده است که جوانان و افراد توانمند جامعه، به دنبال فرصتهای بهتر به کشورهایی دیگر مهاجرت کنند. این روند، به طرد فعال جوانان از جامعه منجر میشود و این خود به افزایش سالمندی در کشور دامن میزند.
نیاز به تغییرات ساختاری و اجتماعی
با نگاهی به وضعیت کنونی، مشاهده میشود که سیستمهای موجود در کشور، توان کادرسازی و سپردن مسئولیتها به نسلهای جوانتر را ندارند. در جوامع پویا، ساختارها به گونهای طراحی میشوند که نقش فرد را به حداقل میرسانند و به کادرسازی برای ادارهٔ جامعه بها میدهند. این موضوع نشاندهندهٔ نیاز مبرم به تغییراتی عمیق در ساختارهای اجتماعی و مدیریتی کشور است.
حل بحران سالمندی در ایران، به معنای مهندسی اجتماعی به تنهایی نیست. دولت به عنوان نیروی کارآمد، نمیتواند بدون توجه به صدای مردم و نیازهای واقعی جامعه، به بهبود اوضاع بپردازد. در این راستا، فرهیختگان و خیراندیشان نیز باید به تأسیس انجمنها و نهادهایی بپردازند که بتوانند از مردم حمایت کنند و به اصلاح امور بپردازند.
این انجمنها میتوانند با ترغیب و پشتیبانی از یکدیگر، به تأسیس نهادهای مستقل بپردازند و با استفاده از ابزارهای مدنی، به تغییرات لازم دست یابند. زمان، رهبر اصلی همهٔ جنبشهای اجتماعی است و باید از این فرصت استفاده کرد تا آیندهای بهتر برای سالمندان و نسل جوانتر رقم زده شود.
انجمنهای علمی پزشکی، هرچند که با عنوان «علمی» تأسیس شدهاند، اما در عمل به بومیسازی دانش طب و تدوین اولویتهای آموزشی نپرداختهاند. در غیاب سندیکاهای حرفهای، این انجمنها نمیتوانند بهطور مؤثر نمایندهٔ خواستههای سالمندان و جامعه باشند.
در نهایت، بحران سالمندی در ایران به عنوان یک چالش جدی، نیازمند توجه و اقدام فوری است. تغییرات اجتماعی و ساختاری میتواند راهحلی برای آیندهای بهتر باشد.
بیشتر بخوانید: نامه ۱۵ دانشگاه برتر کشور به محمدباقر قالیباف درباره نفوذ بیگانگان · تحصیل دانش آموزان عادی و استثنایی در کنار یکدیگر




