ایران میتواند بهعنوان یک گره راهبردی در روابط کشورهای آسیای مرکزی و جنوبی نقشآفرینی کند. جغرافیا نقشی بیبدیل در سرنوشت ملتها و دولتها ایفا میکند. موقعیت مکانی، دسترسی یا عدم دسترسی به دریا، مسیرهای تجاری، همسایگان و عمق راهبردی، مسائلی هستند که مستقیماً بر امنیت ملی، توسعه اقتصادی و دامنه انتخابهای سیاست خارجی کشورها اثر میگذارد.
چالشها و فرصتهای کشورهای محصور در خشکی
برای کشورهای آسیای مرکزی، این واقعیت از اهمیت بیشتری برخوردار است. این منطقه در میان قدرتهای بزرگی چون روسیه و چین و همچنین در مجاورت حوزههای اروپایی، غرب و جنوب آسیا قرار گرفته و از محدودیت مشترک محصور بودن در خشکی رنج میبرد. از همین رو، دسترسی به مسیرهای متنوع زمینی و دریایی برای آنها نه تنها یک مزیت تجاری ساده، بلکه بخشی از راهبرد استقلال ژئوپلیتیکی است.
بیشتر بخوانید: مخالفت ۶۰ درصد از نظامیان آمریکایی با جنگ علیه ایران
در این زمینه، مفهوم «دکترین ژئوپلیتیک چهارگانه جنوبی» بهعنوان یک چارچوب تحلیلی برای فهم نگاه بخشی از نخبگان آسیای مرکزی به محیط جنوبی خود مطرح میشود. این چارچوب چهار کشور ایران، افغانستان، پاکستان و ترکیه را در یک منظومه واحد قرار میدهد. این «چهارگانه» را نباید صرفاً از منظر همجواری سرزمینی فهم کرد، چرا که ترکیه با آسیای مرکزی مرز مشترک ندارد و پاکستان نیز خارج از حوزه جغرافیایی سنتی آسیای مرکزی قرار دارد.
تنوع مسیرها و امنیت جغرافیایی
منطق نخست این دکترین را میتوان در مفهوم ایجاد امنیت جغرافیایی با حفظ پیوستگی خلاصه کرد. برای یک کشور محصور در خشکی، ناامنی در کریدورهای پیرامونی، بحران در کشورهای ترانزیتی یا بسته شدن مرزها مستقیماً بر تجارت، انرژی، مواد غذایی و حتی امنیت داخلی اثر میگذارد. افغانستان برای آسیای مرکزی اهمیت ویژهای دارد، زیرا مستقیماً با ازبکستان، ترکمنستان و تاجیکستان مرتبط است و هرگونه بیثباتی در آن به سمت شمال سرریز خواهد کرد.
نگاه به افغانستان بهعنوان یک موضوع صرفا امنیتی مناسب نیست؛ افغانستان میتواند همزمان یک چالش امنیتی و یک حلقه بالقوه برای اتصال اقتصادی آسیای مرکزی به جنوب آسیا باشد. ازبکستان در سالهای اخیر پروژه راهآهن ترانسافغان را بهعنوان یکی از مهمترین طرحهای اتصال آسیای مرکزی به جنوب آسیا دنبال کرده است. این پروژه قرار است ازبکستان را از طریق افغانستان به شبکه ریلی پاکستان و در نهایت به بنادر دریای عرب متصل کند.
از سوی دیگر، ضرورت تنوع مسیرهای دسترسی نیز از منطقهای دیگر دکترین ژئوپلیتیک چهارگانه جنوبی است. وابستگی کامل به یک مسیر، یک بندر یا یک قدرت خارجی ریسک ژئوپلیتیکی ایجاد میکند. به همین دلیل، کشورهای آسیای مرکزی به کریدور میانی از مسیر دریای کاسپین، مسیر شمالی از روسیه، مسیرهای شرقی از چین و مسیرهای جنوبی از ایران، افغانستان و پاکستان توجه دارند.
در نهایت، پیوندهای تمدنی و اجتماعی نیز یکی از ویژگیهای مهم این دکترین است. تاریخ آسیای مرکزی را نمیتوان کاملاً با مرزهای سیاسی امروز توضیح داد. تعاملات تاریخی میان این مناطق نشاندهنده این واقعیت است که نمیتوان شهرهای امروزین افغانستان، ازبکستان، ایران و دیگر بخشهای منطقه را صرفاً با مرزهای معاصر از یکدیگر جدا کرد.
ترکیه در این معادله بیش از آنکه همسایه جغرافیایی باشد، یک دروازه غربی و مرکز اقتصادی ـ نهادی است. عضویت ترکیه در ناتو و موقعیت آن در تقاطع اروپا، آسیا و مدیترانه، به آن ظرفیت مهمی برای ارتباط آسیای مرکزی با بازارهای اروپایی میدهد. در حوزه اقتصادی نیز حضور ترکیه در آسیای مرکزی در عرصههای تجارت، سرمایهگذاری و صنایع دفاعی در حال گسترش است.
بیشتر بخوانید: طرح ۷ روزه ایران برای آمریکا و تأثیر آن بر تنگه هرمز · سفارت مالزی: پرواز مستقیم به ایران لغو نشده است




