انتخابات میاندورهای آمریکا که در نوامبر سال جاری برگزار خواهد شد، به مثابه آزمونی برای تحملپذیری جنگ با ایران به شمار میآید. در حالی که شاخصهای انتخاباتی حاکی از برتری نسبی دموکراتها در نظرسنجیهاست، موضوع جنگ با ایران به یکی از مسائل کلیدی برای رأیدهندگان تبدیل شده است. نظرسنجیها نشان میدهند که جنگ ایران در کنار موضوعات اقتصادی و تعرفهای، از مهمترین دغدغههای مردم است.
تغییر در هزینههای سیاسی و نظامی
بر اساس گزارشها، در نظرسنجی Emerson، تنها ۳۴ درصد از پاسخدهندگان از حملات آمریکا به ایران حمایت کردهاند و رضایت از عملکرد دونالد ترامپ به ۳۲ درصد رسیده است. این ارقام به خوبی نشان میدهند که جنگ دیگر صرفاً یک موضوع سیاست خارجی نیست، بلکه به یک فاکتور مهم در محاسبات سیاسی رأیدهندگان آمریکایی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، اگر هزینههای نظامی و اقتصادی جنگ افزایش یابد، گزینههای در دسترس کاخ سفید برای ادامه این جنگ محدود خواهد شد.
بیشتر بخوانید: آبگرفتگی شدید معابر نیویورک و قایقسواری شهروندان
نقش کنگره و تأثیر آن بر سیاستها
تجربه ماههای اخیر نشان داده است که حتی در کنگرهای که تحت کنترل جمهوریخواهان است، شکافهایی در زمینه استمرار جنگ با ایران وجود دارد. برای مثال، در ژوئیه، مجلس نمایندگان با رای ۲۱۴ به ۲۰۸ از قطع مخاصمات حمایت کرد و در سنا نیز تلاشهایی برای پیشبرد قطعنامه اختیارات جنگی صورت گرفت. این تحولات نشان میدهد که موضوع ایران میتواند به محل تلاقی دو شکاف تبدیل شود: شکاف حزبی و شکاف میان وفاداری به رئیسجمهور و نگرانی درباره هزینههای راهبردی جنگ.
اگرچه ممکن است ترکیب کنگره پس از انتخابات تغییر کند، اما نباید انتظار داشت که واشنگتن به راحتی از راهبرد فشار و رقابت علیه ایران دست بکشد. سیاست ایران در آمریکا نتیجه یک تصمیم شخصی نیست، بلکه تحت تأثیر شبکهای از منافع امنیتی، محاسبات منطقهای و نگرانیهای هستهای شکل میگیرد. گزارشهای پژوهشی کنگره نیز حاکی از آن است که کنگره ابزارهای قابلتوجهی برای نظارت بر سیاست ایران و تحریمها در اختیار دارد.
در نهایت، انتخابات میاندورهای ممکن است برای تهران اهمیت بیشتری در سطح فرصت دیپلماتیک داشته باشد تا در سطح تغییر بنیادین راهبرد آمریکا. اگر فشار افکار عمومی و هزینههای اقتصادی جنگ افزایش یابد، انگیزه واشنگتن برای یافتن یک «راه خروج» سیاسی از منازعه میتواند تقویت شود. این به معنای نرمشدن خودکار موضع آمریکا نیست، بلکه به معنای افزایش ارزش دیپلماسی بهعنوان ابزاری برای کاهش هزینههای راهبردی است.
باید توجه داشت که انتخابات ممکن است زمانبندی دیپلماسی را تغییر دهد، نه اینکه لزوماً به پایان جنگ منجر شود. تغییر در موازنه هزینهها و گزینههای سیاست خارجی آمریکا پس از انتخابات، میتواند به تغییرات جدی در روابط دو کشور منجر گردد. در این راستا، توانایی تحمل هزینههای جنگ نیز به اندازه توانایی وارد کردن ضربه اهمیت دارد. بنابراین، انتخابات نوامبر میتواند به عنوان یک آزمون از ظرفیت داخلی آمریکا برای ادامه سیاستهای پرهزینه در قبال ایران تلقی شود.
بیشتر بخوانید: دیدار مقامهای اسرائیل و قطر در نیویورک پیش از انتقاد نتانیاهو · محسن نامجو از دلتنگی برای مخاطبانش در ایران میگوید




