۱۵ مهر ۱۴۰۵ FA EN AR DE
اصغر فرهادی: برای من سینما مثل رفتن به قبرستان است
فرهنگ و سفر

اصغر فرهادی: برای من سینما مثل رفتن به قبرستان است

فرهادی در جستجوی مرزهای واقعیت و داستان‌سرایی

تصویر: تولید هوش مصنوعی

توسط تحریریهٔ خبرگزاری ایرانیان ۳ دقیقه زمان مطالعه ۱

خلاصهٔ خبر

  • فرهادی در جستجوی مرزهای واقعیت و داستان‌سرایی
  • این خبر به بررسی جدیدترین اثر اصغر فرهادی می‌پردازد که با عنوان «داستان‌های موازی» به چالش‌های انسانی و قضاوت‌ها در زندگی معاصر می‌پردازد.

اصغر فرهادی، کارگردان برگزیده اسکار، که بیش از دو دهه است با آثارش مخاطبان را به چالش می‌کشد، در جدیدترین اثر خود به نام «داستان‌های موازی»، گامی فراتر برداشته است. این فیلم جدید وی، در جشنواره‌های بین‌المللی از جمله هفتادونهمین جشنواره فیلم کن و جشنواره فیلم ریو به نمایش درآمده و در آن، فرهادی به بررسی عمیق‌تری از واقعیت و داستان‌سرایی می‌پردازد.

واقعیت و تصور، دو روی سکه

در «داستان‌های موازی»، فرهادی شخصیتی به نام «سیلوی» را به تصویر می‌کشد که با بازی «ایزابل هوپر»، همسایگان خود را زیر نظر می‌گیرد و آنچه را می‌بیند به داستان تبدیل می‌کند. این شخصیت، به نوعی نماد انسان معاصر است که در دنیای پر از شلوغی و تصاویر، به دنبال الهام و معنا می‌گردد. فرهادی در این فیلم، به مخاطب این امکان را می‌دهد که بررسی کند آیا آنچه می‌بیند واقعی است یا تنها بخشی از داستانی است که شخصیت در ذهن خود ساخته است.

او در گفت‌وگویی با جشنواره فیلم ریو عنوان می‌کند: «ما در واقعیت زندگی نمی‌کنیم؛ ما در تصورمان از واقعیت زندگی می‌کنیم.» این جمله، در واقع جوهرهٔ فیلم فرهادی را نشان می‌دهد، جایی که مرز میان واقعیت و خیال به شکلی پیچیده و جذاب به چالش کشیده می‌شود.

گفت‌وگو با کیشلوفسکی

یکی از نکات جالب در مورد «داستان‌های موازی»، ارتباط آن با آثار کریشتف کیشلوفسکی، کارگردان لهستانی است. فرهادی با الهام از قسمت ششم مجموعه «ده فرمان» کیشلوفسکی، داستانی را خلق کرده که به نوعی گفت‌وگویی با آن اثر است. او می‌گوید: «نمی‌خواستم فیلم را بازسازی کنم. فیلم از قبل خوب بود و نیازی به بازسازی نداشت. اما می‌توانستم با کیشلوفسکی وارد گفت‌وگو شوم.»

در واقع، فرهادی تلاش کرده است تا دو جهان متفاوت را در «داستان‌های موازی» به هم نزدیک کند: جهان کیشلوفسکی و جهان سینمایی خود. او با استفاده از رنگ‌ها، موسیقی و تصاویر، سعی در بازسازی بخشی از جهان کیشلوفسکی دارد و سپس با ورود به فضای خود، به ناتورالیسم و واقع‌گرایی آثارش نزدیک می‌شود.

فرهادی به این موضوع اشاره می‌کند که در این فیلم، تلسکوپ به عنوان یک رسانه، به شخصیت «سیلوی» ابزار دیدن و خلق داستان می‌دهد. او می‌گوید: «شما از طریق این رسانه به بیرون نگاه می‌کنید و بر اساس عناصر کوچکی که از یک سوراخ کوچک می‌بینید، چیزی می‌سازید. یک جهان، یک زندگی خلق می‌کنید.»

چالش‌های قضاوت و واقعیت

فرهادی در آثارش همیشه به بررسی چالش‌های قضاوت انسان‌ها پرداخته است. او می‌گوید: «ما در واقعیت زندگی نمی‌کنیم؛ ما در تصورمان از واقعیت زندگی می‌کنیم.» این جمله به زیبایی نشان‌دهندهٔ چگونگی قضاوت ما دربارهٔ دیگران و اطلاعاتی است که از آنها داریم.

در فیلم‌های پیشینش از جمله «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین»، فرهادی با نشان دادن ناپدید شدن یک زن و درگیری‌های انسانی، به مخاطب این امکان را می‌دهد که دربارهٔ آنچه تصور می‌کرده تجدیدنظر کند. او اذعان می‌کند که نگاهش به قضاوت دربارهٔ دیگران با گذشت زمان تغییر کرده و به طور ناخودآگاه دشوارتر شده است.

«داستان‌های موازی» به نوعی نقطه عطفی در کارنامهٔ فرهادی است، چرا که او با این اثر به عمق پیچیدگی‌های انسانی و مرزهای واقعیت و داستان‌سرایی نزدیک‌تر می‌شود. این فیلم، نه تنها یک تجربه سینمایی غنی است، بلکه به مخاطب این فرصت را می‌دهد تا دربارهٔ داستان‌سرایی و واقعیات زندگی خود تأمل کند.

منبع: hamshahrionline.ir

چرا این خبر مهم است؟

این خبر به بررسی جدیدترین اثر اصغر فرهادی می‌پردازد که با عنوان «داستان‌های موازی» به چالش‌های انسانی و قضاوت‌ها در زندگی معاصر می‌پردازد. فرهادی با استفاده از نمادها و شخصیت‌های خاص، بین واقعیت و تصور مرزهای جدیدی را ترسیم می‌کند که می‌تواند درک ما از زندگی را تغییر دهد.

پیشینه

اصغر فرهادی، کارگردان برجسته ایرانی، با آثارش همواره به بررسی عمیق روابط انسانی و چالش‌های قضاوت پرداخته است. فیلم‌های او معمولاً مخاطبان را به تفکر دربارهٔ واقعیت و داستان‌سرایی دعوت می‌کند و «داستان‌های موازی» نیز از این قاعده مستثنی نیست.