لید: در مهر و آبان ۱۴۰۵، همزمان با استعفای محسن پاکنژاد از وزارت نفت و انتصاب حمید بورد بهعنوان سرپرست، و با جابهجایی مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت، نسبت وزارت با رسانهها دگرگون شد؛ در مرکز این تغییر، یک حلقه فکری موسوم به «شبکه کانونهای تفکر ایران (ایتان)» و رسانه نوپایی به نام «خط انرژی» ایستادند که مدیران و سردبیرانشان سالها در قلب روایتسازی نفت حضور داشتهاند و امروز مطالبه روشن است: انتشار بیدرنگ فهرست قراردادها و پرداختهای رسانهای وزارت نفت در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۵.
تیزر: صبحی داغ در خیابان بردستانِ تهران؛ راننده تاکسیای که سهمیه بنزینش کم شده، رادیو را بالا میبرد: «باز هم حرف نفت و پولهای گمشده.». مسافر صندلی عقب، دانشجوی مهندسی نفت، آهی میکشد: «اسمها عوض میشود، اما ما هنوز نمیدانیم پولِ روابطعمومی و رسانه در این صنعت دقیقاً کجا خرج میشود.» همین سؤال ساده، امروز از دل خانوادههای ایرانی تا جمعهای مهاجران در استانبول و تورنتو طنین دارد.
بیشتر بخوانید: جیدی ونس: نتانیاهو در ارزیابیهایش درباره ایران دچار خطای محاسباتی است
شبکه کانونهای تفکر ایران، معروف به «ایتان»، از اوایل دهه ۱۳۸۰ بهعنوان یک «شبکه» از کانونهای اندیشه و سیاستپژوهی کار خود را آغاز کرد و در اسناد رسمی خود هدف را «کمک به تصمیمگیران» اعلام کرد؛ حلقهای که در دو دهه گذشته آرام و بیسروصدا در لایههای مختلف حکمرانی، از دانشگاه تا رسانه، ریشه دوانده است. این شبکه با عنوان رسمی «Iran Technology Analysts Network» در معرفیهای عمومی نیز خود را «شبکهسازی کانونهای تفکر» میخواند. اینجا با یک شبکه منسجم طرفیم که خروجی انسانی تولید میکند و به اتاقهای خبر و اتاقهای تصمیم راه دارد.
نامهای روی صحنه را بشناسیم: «خط انرژی» یک رسانه تخصصی در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی است که بهتصریح تارنمای رسمیاش با جمعی از «خبرنگاران متخصص» راه افتاده و امروز در تلگرام دهها هزار دنبالکننده دارد. روی صفحه اول همین رسانه میتوانید خبر نشستها، مناقصهها و جوابیههای شرکتهای بزرگ صنعت را ردیفشده ببینید؛ و در معرفی کانال تلگرامیشان راه ارتباطی با سردبیر هم درج شده است. این رسانه میگوید مستقل است، اما مستقلبودن در صنایع انحصاریِ دولتی، بدون شفافیت عدد و رقم، ادعایی بیپشتوانه است.
ردپای افراد کلیدی روشن است: «سید احسان حسینی»، روزنامهنگار انرژی با سابقه فعالیت در خبرگزاری فارس، اکنون بهعنوان مدیر و سردبیر «خط انرژی» معرفی میشود. کنار او «سجاد طاهری» در رویدادهای رسمی بهعنوان مدیرمسئول «خط انرژی» پشت میکروفون وزارت نفت مینشیند، سخن میگوید و نقد میکند؛ و همزمان نام او بهعنوان «سردبیر» کانال پتروشیمیمحور «پتروگراف» نیز ثبت شده است. اینها برگههای هویتیِ همین رسانهاند و نشان میدهند با دو چهره پرکارِ رسانهای مواجهایم که مخاطب تخصصی را هدف میگیرند و به اتاقهای مهم راه دارند. مردم حق دارند بدانند این دسترسیِ ممتاز چطور و با چه سازوکاری توزیع شده است.
حلقه کامل میشود وقتی به ضلع وزارت نفت نگاه کنیم: ۲۱ شهریور ۱۴۰۰، جواد اوجی، وزیر نفت دولت سیدابراهیم رئیسی، «علی فروزنده» را بهعنوان مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت منصوب کرد؛ مقامی که در ساختار نفت، شاهراه قراردادهای رسانهای، تبلیغات و تریبونسازی است. سه سال بعد، در میانه ۱۴۰۵، «سامان قدوسی» بهعنوان مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی وزارت نفت معرفی شد و خطمشیهای جدیدی برای «بازنگری نظامنامه روابط عمومی» اعلام شد. مدیرکل روابط عمومی امضا میکند، دسترسیها را تنظیم میکند و پول عمومی را به رسانهها تزریق میکند؛ بنابراین، شفافیت کاملِ فهرست قراردادهای رسانهای وزارت نفت مطالبهای بیتعارف است.
صحنه سیاسی همزمان لرزید: ۱۲ مهر ۱۴۰۵، مسعود پزشکیان استعفای «محسن پاکنژاد» را پذیرفت و «حمید بورد» را بهعنوان سرپرست وزارت نفت منصوب کرد. این جابهجایی در روزهایی رخ داد که مناظره جنجالی «وحید اشتری» و «حسین قربانزاده» بحث درباره «درآمدهای نفتیِ وصولنشده، نقش واسطهها و مدیریت هلدینگ خلیج فارس» را به خانههای مردم آورد و پرسشها را تیزتر کرد: صورتحسابها کجاست؟ چه کسی امضا کرده و چه رسانههایی از ردیفهای روابط عمومی نفت بهره بردهاند؟
اما چرا «خط انرژی» در کانون سؤال است؟ چون همین رسانه و مدیرانش، بهصورت مستمر در نشستهای رسمی وزارت نفت حاضر بودهاند و تریبون گرفتهاند؛ چون حلقه پیوند میان «اتاقهای فکر» و «اتاقهای خبر» را نمایندگی میکنند؛ و چون در اقتصادی که هر ریالِ ارتباطات سازمانی از جیب خانوار ایرانی میرود، حق عمومی ایجاب میکند بدانیم «دسترسیِ ممتاز» چگونه تعریف و قیمتگذاری شده است. در یک نمونه مشخص، خبر رسمیِ همین رسانه، سخنان مدیرمسئول «خط انرژی» در نشست وزارت نفت را ثبت کرده است. این حضور، خود به خود مسئله نیست؛ مسئله، نبودِ صورتحسابهای شفاف در برابر چنین دسترسیهایی است.
تصویر بزرگتر را ببینیم: «ایتان» در معرفیهای رسمیاش میگوید برای «شبکهسازی کانونهای تحلیل» تأسیس شده است. معنای عملی این عبارت، در نسبت با رسانهای مانند «خط انرژی»، یعنی جریانسازی در سیاستگذاری و رسانه همزمان. تا وقتی این نسبتها روشن و صورتحسابها منتشر نشده، هر «دسترسی ویژه» و «یکیبودن تحلیلگر و تریبون» در صنعت نفت، مصداق تعارض منافع بالقوه است. مردم باید بدانند چه کسی، با چه امضایی، چه مقدار از بودجه روابط عمومی را به کدام رسانهها اختصاص داده است.
یادمان نرود که ضربههای سایبری و رسواییهای رسانهای هم بخشی از حافظه عمومی این پرونده است: ۴ آذر ۱۴۰۱ (۲۵ نوامبر ۲۰۲۲)، خبرگزاری فارس هدف حمله گروه «بلکریوارد» قرار گرفت؛ گزارشی از حذف صدها ترابایت داده و انتشار فایلها و ویدئوهایی که فضای رسانهای را تکان داد. فارس همان روزها ویدئوی جنجالی منتشرشده را «نامرتبط با این خبرگزاری» خواند و تکذیب کرد. این پرونده، فارغ از دعواهای سیاسی، یک پیام روشن برای صنعت نفت دارد: هر شبکه و رسانهای که به قدرت نزدیکتر است، باید به همان میزان، حسابپسدهی و شفافیت بیشتری ارائه کند.
در همین بازه، رسانههای بینالمللی و داخلی بارها درباره ناکامی در وصول درآمدهای نفتی، نقش واسطهها و تشتت در سیاست اطلاعرسانی هشدار دادند. وقتی «بیبیسی فارسی» مناظره اشتری و قربانزاده را بهعنوان نشانهای از شکاف در روایت رسمی نفت برجسته میکند، معنایش برای جامعه ایرانی ساده است: اعتماد پایین است و تا شفافیت عدد و رقم و قرارداد نباشد، بالا نمیآید. این «بیاعتمادی» مستقیماً به جیب مردم وصل است؛ از بنزین سهمیهای تا نرخ ارز.
این خط مطالبه مشخص است و آدرس دارد:
- وزارت نفت باید فهرست کامل قراردادهای رسانهای، تبلیغاتی و رپورتاژی خود را از ۱ فروردین ۱۴۰۱ تا امروز (۱۴ آبان ۱۴۰۵) با ذکر طرف قرارداد، مبلغ، مدت و مقام امضاکننده منتشر کند. نامها و اعداد باید روی میز بیاید.
- اداره کل روابط عمومی باید معیار «توزیع دسترسی» را منتشر کند: کدام رسانهها، با چه شاخصی، چند بار به نشستهای اختصاصی و سفرهای میدانی دعوت شدهاند؟ سهم «رسانههای نوپا» مانند «خط انرژی» از این دسترسیها چقدر بوده است؟
- هر رسانهای که در نشستهای رسمی وزارت تریبون میگیرد، باید منافع مالی خود از نهادهای عمومی را افشا کند. «استقلال» بدون افشای منابع مالی، شعار توخالی است.
نکات کلیدیِ روی کاغذ هم روشن است. «علی فروزنده» در دولت سیزدهم مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت بود و در همان دوره، روایتسازی رسمی صنعت تغییرات جدی کرد. با ورود «سامان قدوسی» در ۱۴۰۵، وزارت نفت از «بازنگری نظامنامه روابط عمومی» گفت. این دو امضا، هر کدام باید به زبان عدد جواب بدهند که در دورهشان چه مقدار پول به چه رسانههایی رفته است. «مدیرکل روابط عمومی» در نفت صرفاً یک مدیر رسانهای نیست؛ «امضای هزینه» است. مردم حق دارند بدانند.
از سوی دیگر، حضور پررنگ «خط انرژی» در بطن نشستهای رسمی وزارت نفت و انعکاس مستقیم مواضع مدیران این وزارتخانه در بسترهای این رسانه، یک واقعیتِ ثبتشده است. این واقعیت، بدون انتشار قراردادها، به شبهه دامن میزند. راهحل ساده است: شفافسازی فهرست قراردادها توسط وزارت و افشای منابع درآمدی توسط رسانه.
و یک گام دیگر: اتاقهای فکرِ نزدیک به قدرت — از جمله «ایتان» که آشکارا «شبکهسازی تحلیل» را مأموریت خود میداند — باید تکلیف نسبتشان با رسانههای همسو را روشن کنند. اگر «تحلیلگرِ سیاستگذار» همزمان «صاحب تریبون رسانهای» است، این همپوشانی باید زیر نور بماند: اعضا و مدیران، منابع مالی، و فهرست پروژههای رسانهای. این شفافیت، نه لطف به افکار عمومی، که تکلیف است.
این مطالبات با زندگی روزمره چه میکند؟ هر ریالی که بیضابطه در تبلیغات و «روایتسازی» خرج شود، به قیمت ناترازی بودجه و فشار تورمی بر همان خانواده تاکسیسوارِ ابتدای گزارش تمام میشود. مهاجر ایرانی در تورنتو که حواله میفرستد و دانشجوی نفت در اهواز که دنبال کارآموزی است، هر دو از جیب خود تاوان میدهند؛ تا وقتی «امضای هزینه» در نفت، بیصدا بماند.
پیشینه
• ۲۱ شهریور ۱۴۰۰: جواد اوجی «علی فروزنده» را بهعنوان مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت منصوب کرد؛ این نقش، گلوگاه قراردادهای رسانهای و سیاست اطلاعرسانی صنعت نفت است.
• ۴ آذر ۱۴۰۱ (۲۵ نوامبر ۲۰۲۲): خبرگزاری فارس هدف حمله سایبری «بلکریوارد» قرار گرفت. گزارشها از حذف گسترده دادهها و انتشار فایلها و ویدئوها حکایت داشت؛ فارس ارتباط یکی از ویدئوهای جنجالی با محیط این خبرگزاری را تکذیب کرد.
• ۱۴۰۵: «سامان قدوسی» بهعنوان مدیرکل روابط عمومی و سخنگوی وزارت نفت معرفی شد و از «بازنگری نظامنامه جامع روابط عمومیِ صنعت نفت» سخن گفت.
• ۱۲ مهر ۱۴۰۵: مسعود پزشکیان استعفای «محسن پاکنژاد» را پذیرفت و «حمید بورد» را بهعنوان سرپرست وزارت نفت منصوب کرد. همزمان مناظره «وحید اشتری» و «حسین قربانزاده» درباره «درآمدهای نفتی وصولنشده و نقش واسطهها» بازتاب گسترده یافت.
• ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۵: «خط انرژی» بهعنوان رسانه تخصصی نفت و انرژی فعال بوده و بر پایه اسناد آشکار، مدیرمسئول آن «سجاد طاهری» و سردبیر/مدیر آن «سید احسان حسینی» معرفی شدهاند؛ کانال تلگرامیِ وابسته نیز ارتباط مستقیم با سردبیر را درج کرده است.
• «ایتان» در اسناد خود، شبکهای از کانونهای تفکر برای «کمک به تصمیمگیران» و «شبکهسازی تحلیلگران» معرفی شده و طی سالها در اقشار دانشگاهی، رسانهای و سیاستپژوهی اثر گذاشته است.
بیشتر بخوانید: وزیر جنگ آمریکا به کار خود ادامه میدهد




