در دنیای امروز، گاهی اوقات به نظر میرسد که قدرتهای بزرگ برای تأمین منافع خود، دست به اقداماتی میزنند که به سادگی میتوان آنها را مدرنترین اشکال امپریالیسم نامید. این بار، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، با دستان خود ثروتهای طبیعی ونزوئلا را به عنوان ابزاری برای تقویت خودخواهیاش به غارت برده است.
غارت نفتی با توجیه تغییر رژیم
توافقی که به امضای دلسی رودریگز، معاون مادورو رسید، به آمریکا اجازه داد تا از یک پنجم ذخایر نفتی ونزوئلا بهرهبرداری کند. این اقدام به وضوح یک نسخهٔ مدرن از دیپلماسی تفنگی است که در قرن نوزدهم رایج بود. تغییر رژیم به نفع منافع تجاری آمریکا، در واقع یک معاملهٔ ناعادلانه است که نشاندهندهٔ سلطهگری تاریخی این کشور بر کشورهای ضعیفتر است.
ترامپ به خوبی میداند که این توافق نمیتواند به کاهش فوری قیمتها در پمپهای بنزین منجر شود. او با ادعای اینکه این «بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ» است، عملاً به انتظار نشسته که تغییرات احتمالی در تولید نفت ونزوئلا تأثیری بر بازار بگذارد. اما واقعیت این است که در آستانهٔ انتخابات میاندورهای، چنین اقداماتی به نظر نمیرسد که به نفع جمهوریخواهان باشد، در حالی که بسیاری از رأیدهندگان آمریکایی با مشکلات شدید اقتصادی و هزینههای انرژی دست و پنجه نرم میکنند.
آیا ترامپ در محاسباتش اشتباه کرده است؟
نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که وعدههای ترامپ در خصوص کاهش قیمتها، به هیچ وجه به زودی محقق نخواهد شد. با توجه به شرایط فعلی، بعید است که ثروتهای غارت شدهٔ اورینوکو به نفع رأیدهندگان آمریکایی تمام شود. این موضوع نه تنها بر روی انتخابات تأثیرگذار خواهد بود، بلکه میتواند به حس نارضایتی عمومی از سیاستهای این دولت منجر شود.
در نهایت، این موضوع نشاندهندهٔ ترسیم یک تصویر واضح از چگونگی استفاده از قدرت برای منافع شخصی و سیاسی است. جهانی که در آن قدرتهای بزرگ به راحتی میتوانند کشورهای ضعیفتر را تحت فشار قرار دهند، نیازمند یک بازنگری جدی در اصول اخلاقی و دیپلماسی بینالملل است.




