بریکزیت، آن وعده بزرگ آزادی و استقلال، حالا به یک چالش جدی برای سیاستمداران بریتانیایی تبدیل شده است. با گذشت سالها از رأیگیری تاریخی، واقعیتهای تلخی نمایان شدهاند که نشان میدهد وعدهها در کجایند. خروج از اتحادیه اروپا نه تنها به بهبود شرایط اقتصادی کمک نکرده، بلکه بسیاری از بریتانیاییها را به این فکر واداشته که آیا تصمیم درستی گرفتهاند؟
فراموشی وعدهها
نیگل فاراژ، یکی از چهرههای کلیدی در کمپین بریکزیت، بهندرت به دستاوردهای بزرگ خود اشاره میکند. او که زمانی با افتخار از آزادی از بروکسل سخن میگفت، حالا به نظر میرسد که از بیان نتایج واقعی این خروج میهراسد. وعدههایی چون بهبود وضعیت اقتصادی و افزایش فرصتهای شغلی، هیچگاه محقق نشدهاند و به همین دلیل، او در سخنرانیهای اخیر خود کمتر به این موضوع میپردازد.
تجربهای تلخ برای رایدهندگان
واقعیت این است که بسیاری از رایدهندگان هماکنون به خوبی متوجه شدهاند که زندگی پس از بریکزیت چه تبعاتی به همراه داشته است. کاهش سطح درآمد، افزایش قیمتها و مشکلات اقتصادی تنها بخشی از این تبعات است. در این شرایط، سیاستمدارانی مانند اندی برنهام میتوانند با طرحهای جسورانه و نوآورانه، امید را به مردم بازگردانند.
آیا زمان آن نرسیده که سیاستمداران به جای فرار از مسئولیت، با صداقت بیشتری به چالشهای موجود بپردازند؟ بریکزیت باید فرصتی باشد برای بازتعریف روابط بریتانیا با اتحادیه اروپا، نه فقط یک وعده توخالی. شاید با یک برنامهریزی صحیح و رویکردی تازه، بتوان به بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی دست یافت.




