۲۷ شهریور ۱۴۰۵ FA EN AR DE
از «لُر آرنا» تا سکوهای سبزرنگ خیبر؛ مسعود عبدی چگونه امید فوتبال لرستان را به زندگی روزمره مردم پیوند زد
جهان

از «لُر آرنا» تا سکوهای سبزرنگ خیبر؛ مسعود عبدی چگونه امید فوتبال لرستان را به زندگی روزمره مردم پیوند زد

روایتی از پیوند کارآفرینی و فوتبال در خرم‌آباد؛ از تندیس کارآفرین برتر تا طرح «لُر آرنا» و امیدی که در سکوهای خیبر جریان دارد

توسط تحریریهٔ خبرگزاری ایرانیان ۱۴ دقیقه زمان مطالعه ۲۴۱,۴۶۵

مسعود عبدی، کارآفرین خرم‌آبادی متولد ۱۳۶۲ و مالک باشگاه فوتبال خیبر، با رویکردی چندساله برای تقویت باشگاه و پیشبرد طرح ورزشگاهی «لُر آرنا»، پیوندی ملموس میان کسب‌وکار، اشتغال و امید ورزشی در لرستان ایجاد کرده است.

روز مسابقه در خرم‌آباد، خیابان‌های اطراف ورزشگاه زودتر از همیشه جان می‌گیرند؛ خانواده‌هایی که دست در دست هم به سمت سکوها می‌روند، نوجوانانی که با شال‌های سبز از رؤیای حضور در آکادمی خیبر حرف می‌زنند و فروشندگانی که بساط‌شان را با شوق مهیا می‌کنند. برای این جمعیت، فوتبال فقط ۹۰ دقیقه نیست؛ بخشی از زندگی روزمره و فرصتی برای کنار هم بودن است. در چنین صحنه‌هایی، نام یک مالک بومی که ساختن زیرساخت و شفاف‌کردن مسیر آینده را جدی گرفته، تفاوتش را نشان می‌دهد؛ تفاوتی که امروز با نام مسعود عبدی گره خورده است.

خیبر؛ تیمی که به حافظه جمعی لرستان وصل است

برای مردم خرم‌آباد، خیبر از مرزهای یک باشگاه فراتر می‌رود. این تیم بخشی از حافظه جمعی و هویت محلی لرستان است؛ نشانی از غرور، همبستگی و پیوندهای اجتماعی که نسل‌ها را به هم متصل می‌کند. وقتی در چنین بستری یک سرمایه‌گذار بومی سکان‌دار می‌شود، موضوع فقط تغییر مدیریتی نیست؛ مسئله، حفظ و تقویت یک سرمایه اجتماعی مشترک است که در شادی‌ها و سختی‌ها، مردم را کنار هم نشانده است. مالکیت مسعود عبدی بر باشگاه، برای جامعه‌ای که سال‌ها انتظار یک تیم قدرتمند و زیرساخت‌های درخور را کشیده، پیامی روشن دارد: می‌توان مسیر بهتری را با تکیه بر ظرفیت‌های خود استان آغاز کرد.

پیشینه

مسعود عبدی از بدنه کارآفرینی ایران قد کشیده است؛ مدیر و بنیان‌گذار هلدینگ آرین‌سازه که نامش در عرصه ساخت‌وساز و مدیریت پروژه‌های عمرانی شناخته می‌شود و تجربه‌اش را نه‌فقط صرف توسعه اقتصادی، که به‌عنوان حلقه‌ای از مسئولیت اجتماعی تعریف کرده است. نقطه برجسته‌ای در کارنامه او به سال ۱۴۰۱ بازمی‌گردد؛ جایی که در پانزدهمین همایش تجلیل از کارآفرینان اشتغال‌زای کشور، تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» را دریافت کرد. این همایش ۱۸ اسفند ۱۴۰۱ در مرکز همایش‌های بین‌المللی صداوسیما و با حضور صدها نفر از کارآفرینان و مدیران بخش‌های دولتی و خصوصی برگزار شد. بر پایه گزارش روزنامه دنیای اقتصاد، عباس عراقچی، بهروز کمالوندی، تعدادی از نمایندگان مجلس و مدیران شناخته‌شده اقتصادی از جمله مهمانان این مراسم بودند و در همین برنامه، از مسعود عبدی به‌دلیل فعالیت‌هایش در کارآفرینی، ایجاد اشتغال و اثرگذاری اقتصادی تقدیر شد. بنابراین، بیان دقیق این است که عبدی این تندیس را در مراسمی با حضور عباس عراقچی دریافت کرد.

معیارهای ارزیابی در آن انتخاب، فراتر از اعداد مالی یا وسعت جغرافیای یک مجموعه بود. کارآفرینی، خلاقیت، استفاده از فناوری، بومی‌سازی، توانایی تجاری‌سازی ایده‌ها، خلق ثروت و ایجاد اشتغال پایدار، شاخص‌هایی بودند که نمایی کامل‌تر از کیفیت مدیریت را نشان می‌دادند. دریافت آن عنوان، وجهی از مسیر حرفه‌ای عبدی را تثبیت کرد: پیش از آنکه به عنوان مالک یک باشگاه فوتبال در صحبت‌های روزمره شنیده شود، جایگاه خود را در فضای کسب‌وکار و مدیریت اقتصادی ساخته بود.

همین تجربه اجرایی در هلدینگ آرین‌سازه، مسیر ورود او به فوتبال را هموارتر کرد. مدیریت یک باشگاه حرفه‌ای، تنها هزینه‌کرد مالی نیست؛ برنامه‌ریزی چندساله می‌خواهد، ساختار اداری و مالی منضبط می‌طلبد، و مهم‌تر از همه، به فهم حساسیت‌های اجتماعیِ هوادارانی نیاز دارد که تیم‌شان را بخشی از هویت خود می‌دانند. عبدی مالکیتی را در دست گرفت که با انتظارات بالا گره خورده بود؛ انتظاراتی که بدون زیرساخت، تنها به شکست برنامه‌ها می‌انجامد و با نگاه سیستمی، می‌تواند به رشد پایدار بدل شود.

وقتی کارآفرینی به فوتبال می‌رسد؛ پیوند سرمایه و مسئولیت اجتماعی

آنچه مسعود عبدی در خیبر پی گرفته، ترکیبی از سه ضلع مکمل است: فعالیت اقتصادی، مسئولیت اجتماعی و سرمایه‌گذاری ورزشی. این سه ضلع زمانی به نتیجه می‌رسند که نگاه، کوتاه‌مدت و صرفاً نتیجه‌محور نباشد. او از یک پروژه چندساله برای توسعه باشگاه سخن گفته و خواستار اعتماد به این مسیر شده است؛ مسیری که اگر در کنار تیم بزرگسالان، آکادمی فوتبال، تیم‌های پایه، امکانات تمرینی و استعدادیابی تقویت شود و ساختار اقتصادی پایدار برای باشگاه پایه‌گذاری گردد، ثمره‌اش در زندگی روزمره مردم هم دیده می‌شود: از شغل‌های تازه تا انگیزه‌های نو برای نوجوانانی که در زمین‌های محلی دنبال توپ می‌دوند.

فوتبال لرستان سال‌ها با محدودیت امکانات و کمبود زیرساخت روبه‌رو بود، اما هواداران خیبر در همه این سال‌ها از کنار تیم‌شان نرفتند. ورزشگاه‌های خرم‌آباد بارها شور تماشاگرانی را دیده‌اند که خیبر را نه‌فقط یک نام، بلکه خاطره‌ای خانوادگی و روایتی مشترک می‌دانند. در چنین بستری، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی می‌تواند اثری فراتر از جدول نتایج داشته باشد؛ می‌تواند حلقه‌هایی از اقتصاد محلی را به حرکت درآورد، مهارت‌های تازه‌ای را در بازار کار تعریف کند و جریان مربیگری، رسانه ورزشی، خدمات مسابقه و تبلیغات را در سطح شهر به‌روز کند.

اثر واقعی تیم‌داری حرفه‌ای بر شهر

تیم‌داری حرفه‌ای یک زنجیره انسانی و اقتصادی می‌سازد: از بازیکنان و کادر فنی تا تدارکات، از نیروهای رسانه‌ای تا امنیت و حراست، از فروشندگان و رستوران‌ها تا حمل‌ونقل شهری. روز مسابقه صدها شغل مستقیم و غیرمستقیم فعال می‌شود؛ شغل‌هایی که اگر مسیر باشگاه پایدار و رویدادها منظم باشد، در طول فصل تداوم می‌یابد و به یک ریتم تازه برای شهر تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، وقتی باشگاه ساختار آکادمی را جدی می‌گیرد، مدرسه‌های فوتبال و تیم‌های پایه جان می‌گیرند و استعدادهای بومی پیش از آنکه به شهرهای دیگر چشم بدوزند، در زادگاه خود بسته‌های آموزشیِ منظم و مسیرهای رشد استاندارد می‌بینند.

این چرخه، فقط اقتصادی نیست؛ روانی و فرهنگی هم هست. نوجوانی که روی سکوها تیم شهرش را در ورزشگاهی استاندارد تماشا می‌کند، آینده را جور دیگری می‌بیند. امید، قابل لمس می‌شود و انگیزه برای ماندن و ساختن در شهر خود، جان می‌گیرد. این همان نقطه‌ای است که از منظر «ایران و ایرانیان»، سرمایه‌گذاری ورزشی را به بهبود کیفیت زندگی روزمره مردم گره می‌زند.

«لُر آرنا»؛ نامی که بحث ساخت و هویت را به هم پیوند زد

یکی از خبرسازترین طرح‌هایی که با مالکیت مسعود عبدی گره خورد، ایده ورزشگاهی با نام «لُر آرنا» بود؛ نامی که از ابتدا به هویت مردم لرستان و جایگاه خیبر در میان لر‌تباران وصل شد. ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، گزارش‌هایی درباره تصمیم برای تغییر نام ورزشگاه تختی خرم‌آباد به «لُر آرنا» منتشر شد. عبدی در توضیح انتخاب این نام گفت: «این ورزشگاه متعلق به قوم لر هست و به دلیل جایگاهی که خیبر در بین لر‌تباران عزیز دارد، اسم ورزشگاه را این‌گونه انتخاب خواهیم کرد.»

این جمله، موجی از واکنش‌ها را در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به همراه داشت. برای گروهی از هواداران خیبر، «لُر آرنا» نشانی از غرور محلی و فرصتی برای معرفی فرهنگی بود که در استان‌های مختلف ایران نفس می‌کشد. از نگاه آنان، همان‌گونه که بسیاری از ورزشگاه‌ها و باشگاه‌ها در جهان با نمادها و اسامی محلی شناخته می‌شوند، فوتبال لرستان هم حق دارد رنگ و بوی هویتی خود را داشته باشد. در سوی دیگر، شماری از کاربران و چهره‌های شناخته‌شده، از جمله رسول خادم، نسبت به کنار گذاشتن نام غلامرضا تختی واکنش نشان دادند. برخی منتقدان، انتخاب این نام را از زاویه احتمال تقویت گرایش‌های قوم‌گرایانه بررسی کردند؛ زاویه‌ای که نشان می‌دهد نام‌گذاری یک ورزشگاه، وقتی پای پهلوانی ملی مثل تختی در میان باشد، حساسیت‌های اجتماعی و تاریخی فراوانی را برمی‌انگیزد.

با این همه، میان «توجه به هویت بومی» و «تقابل قومی» تفاوت روشنی وجود دارد. هویت لری، بخشی جدایی‌ناپذیر از تنوع فرهنگی ایران است و معرفی محترمانه آن، اگر با احترام به دیگر اقوام و نمادهای ملی همراه باشد، بر مدار همدلی حرکت می‌کند. آنچه نگرانی‌ها را کم می‌کند، شفافیت در گفت‌وگو با افکار عمومی، حفظ احترام نام تختی و توضیح دقیق درباره هدف فرهنگی و ورزشی پروژه است؛ توضیحی که اگر کنار نقشه راه اجرایی قرار گیرد، می‌تواند همزمان هم شأن نمادهای ملی را پاس بدارد و هم بر اصالت محلی تأکید کند.

ابهام‌های پروژه؛ از «تختی» تا ورزشگاهی که سال ۱۳۸۶ کلید خورد

درباره جزئیات پروژه نیز روایت‌های متفاوتی منتشر شد. بخشی از گزارش‌ها از تغییر نام و بازسازی ورزشگاه تختی سخن گفتند و برخی دیگر «لُر آرنا» را با ورزشگاهی مرتبط دانستند که ساخت آن از سال ۱۳۸۶ و با نام پیشین «ورزشگاه شهدای لرستان» آغاز شده بود. روشن‌شدن وضعیت مالکیت و بهره‌بردار، محل دقیق پروژه، ظرفیت مدنظر، بودجه، جدول زمان‌بندی و مراحل اجرایی، تصویری شفاف‌تر پیش روی افکار عمومی می‌گذارد و به همگرایی اجتماعی پیرامون طرح کمک می‌کند. برای شهری که سال‌ها انتظار زیرساخت استاندارد را کشیده، شفافیت نه‌فقط یک مطالبه اداری، که عاملی برای جلب اعتماد و همراهی مردم است.

زیرساخت حرفه‌ای؛ نیازِ بدیهیِ باشگاهی که می‌خواهد بماند

فارغ از اختلاف‌نظر بر سر نام، اصلِ ساخت یا تکمیل یک ورزشگاه مدرن در خرم‌آباد، خواسته‌ای قدیمی و جدی است. باشگاهی که می‌خواهد جایگاهی پایدار در فوتبال حرفه‌ای ایران داشته باشد، بدون زمین تمرین مناسب، ورزشگاه استاندارد، امکانات پزشکی، رختکن‌های حرفه‌ای، جایگاه امن و راحت برای تماشاگران، سامانه فروش بلیت و زیرساخت رسانه‌ای، نمی‌تواند جان بگیرد و بماند. این‌ها بدیهیات حرفه‌ای‌اند؛ بدیهیاتی که اگر یک‌جا جمع شوند، کیفیت بازی روی چمن، تجربه حضور تماشاگر روی سکو و کارآمدی روز مسابقه را همزمان بالا می‌برند.

«لُر آرنا» اگر با این استانداردها اجرا شود، به یکی از ماندگارترین اقدامات ورزشی در لرستان تبدیل می‌شود. چنین مجموعه‌ای فقط محل مسابقات خیبر نخواهد بود؛ می‌تواند میزبان رقابت‌های ملی، اردوهای تیمی، مسابقات رده‌های پایه و رویدادهای فرهنگی باشد. از دل این رویدادها، اقتصاد محلی نفس تازه می‌کند: هتل‌ها و مراکز اقامتی، رستوران‌ها و کافه‌ها، تاکسی‌ها و سامانه‌های حمل‌ونقل، فروشگاه‌های ورزشی و تبلیغات محیطی، همه از برگزاری منظم مسابقات سهم می‌برند و نام خرم‌آباد در مقیاس ملی بیشتر شنیده می‌شود.

روز مسابقه؛ اقتصاد محلی چطور جان می‌گیرد؟

هر مسابقه فوتبال به‌تنهایی یک اکوسیستم کوچک است. از بامداد روز بازی، برنامه‌ریزی حمل‌ونقل شهری آغاز می‌شود، فروشندگان خوراکی و کالا خود را به ورزشگاه نزدیک می‌کنند، گروه‌های تصویربرداری و رسانه‌ای ابزار خود را تست می‌کنند، نیروهای خدماتی هماهنگ می‌شوند و کسب‌وکارهای کوچک در چند خیابان اطراف، فروشی متفاوت از روزهای عادی تجربه می‌کنند. این تحرک، اگر در یک ورزشگاه استاندارد و با برنامه منظم فصل همراه شود، تبدیل به جریان دائمیِ درآمد برای صدها خانواده می‌شود؛ جریانی که در نهایت، حس زنده بودن شهر را هم تقویت می‌کند.

امید اجتماعی؛ وقتی سکوها کلاسِ «ماندن» می‌شوند

اثر بزرگ‌تر ساختار حرفه‌ای باشگاه و ورزشگاه، در ذهن و آینده نوجوانان شکل می‌گیرد. جوانی که در خرم‌آباد رشد می‌کند، وقتی می‌بیند باشگاهی قدرتمند با آکادمی منظم و ورزشگاهی حرفه‌ای در استانش فعال است، آینده ورزشی را فقط در مهاجرت خلاصه نمی‌کند. او مسیر رسیدن به تیم بزرگسالان را در شهر خودش دنبال می‌کند و کنار مربیان بومی، مهارت و نظم حرفه‌ای را یاد می‌گیرد. این امیدآفرینی، سرمایه‌ای است که اگر امروز کاشته شود، فردای شهر را در میدان ورزش و بیرون آن تغییر می‌دهد.

شاخص‌های موفقیت؛ از پرداخت‌ها تا آکادمی و شفافیت

سنجش موفقیت مدیران ورزشی با شعار ممکن نیست؛ شاخص‌های عینی می‌خواهد: ثبات مالی باشگاه، پرداخت منظم مطالبات، رشد آکادمی و تیم‌های پایه، میدان‌دادن به بازیکنان بومی، رفتار حرفه‌ای با هواداران، شفافیت مدیریتی و تکمیل پروژه‌های وعده‌داده‌شده. «لُر آرنا» زمانی از مرز نام و وعده عبور می‌کند که با کیفیت مناسب در اختیار مردم قرار گیرد؛ روزی که درهای ورزشگاه باز شود و تماشاگران روی سکوهایی بنشینند که تجربه‌ای امن، راحت و حرفه‌ای ارائه می‌دهد. در چنین چارچوبی، پیوند اقتصاد، فرهنگ و ورزش به نتیجه می‌رسد و وزن اجتماعی باشگاه، سنگین‌تر از هر زمان دیگر می‌شود.

ریسک و پاداش؛ تصمیمی که می‌تواند آینده فوتبال غرب ایران را تکان دهد

سرمایه‌گذاری در یک باشگاه استانی، آن‌هم در شرایط دشوار اقتصادی، ریسکی واقعی است؛ اما همین ریسک، اگر با برنامه‌ریزی منظم، شفافیت و استمرار همراه شود، به فرصتی برای تغییر آینده ورزش منطقه تبدیل می‌شود. در این مسیر، خیبر می‌تواند نه‌فقط نماینده خرم‌آباد، بلکه یکی از نمادهای موفق فوتبال غرب ایران باشد؛ نمادی که با تکیه بر ظرفیت‌های بومی و شبکه هواداری پرشور، به الگویی برای پیوند سرمایه خصوصی و منافع عمومی بدل می‌شود. این الگو اما نیازمند همان چیزهایی است که در صحبت‌ها و برنامه‌ها بارها بر آن تأکید شده: صبر اجتماعی، گفت‌وگو با مردم، و ساختن گام‌به‌گام زیرساخت‌ها.

از تندیس کارآفرینی تا سکوهای شهر؛ روایتی که در خرم‌آباد شکل گرفت

کارنامه امروز مسعود عبدی، حلقه‌های اقتصادی و ورزشی را به هم رسانده است. دریافت عنوان «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال»، مالکیت باشگاه خیبر و پیگیری زیرساخت‌های ورزشی، تصویری از مدیری می‌سازد که بخشی از سرمایه و تجربه‌اش را در زادگاه خود به کار گرفته است. این مسیر از ایجاد اشتغال و تندیس کارآفرینی آغاز شد و اکنون به رؤیای ساختن آینده‌ای بزرگ‌تر برای خیبر و هوادارانش رسیده است؛ رؤیایی که اگر با زیرساخت استاندارد و ساختار مالی شفاف همراه شود، دست‌یافتنی و پایدار به نظر می‌رسد.

خانه‌ای برای فوتبال لرستان؛ اگر «لُر آرنا» ساخته شود

برای مردمی که سال‌ها با عشق نام خیبر را فریاد زده‌اند، «لُر آرنا» نه فقط یک سازه بتنی یا یک نام تازه، که می‌تواند خانه‌ای برای فوتبال لرستان باشد؛ خانه‌ای که نشانه‌ای از اعتماد به ظرفیت‌های بومی هم هست. اگر این خانه ساخته و تکمیل شود، نسل‌های آینده روی سکوهای آن خواهند نشست و از روزهایی یاد خواهند کرد که یک کارآفرین خرم‌آبادی تصمیم گرفت سرمایه‌گذاری در زادگاهش را به بخشی از مسئولیت اجتماعی خود تبدیل کند. آن روز، فوتبال برای لرستان تنها ورزش نخواهد بود؛ تبدیل به زبان مشترکی می‌شود که از کارآفرینی تا فرهنگ، از اقتصاد تا آموزش، مردم را در کنار هم می‌نشاند و نام خرم‌آباد را با لبخند و امید به گوش‌ها می‌رساند.

معنای یک نام؛ احترام به ملیت، تأکید بر محلیت

جنجال بر سر نام، اگر با گفت‌وگویی روشن همراه باشد، می‌تواند به فرصتی برای هم‌افزایی تبدیل شود. احترام به نام غلامرضا تختی و همزمان برجسته‌کردن هویت لری، در یک معادله برد ـ برد می‌گنجد؛ معادله‌ای که مردم لرستان از آن سود می‌برند، زیرا هم با اصالت خودشان صادق می‌مانند و هم با نمادهای ملی همدلی نشان می‌دهند. در عمل، این هم‌نشینیِ احترام به ملیت و تأکید بر محلیت، همان ظرفیتی است که فوتبال می‌تواند برای توسعه فرهنگی و اجتماعی یک شهر فراهم کند.

جمع‌بندی؛ خیبرِ امروز، آینده‌ای که ساخته می‌شود

خیبر امروز یک نشانه است؛ نشانه‌ای از اینکه چگونه می‌توان با اتکا به سرمایه و مدیریت بومی، پروژه‌ای ورزشی را به سکویی برای امید اجتماعی و جریان اقتصادی بدل کرد. مسعود عبدی، در قامت کارآفرین و مالک باشگاه، این میدان را انتخاب کرده و مسیرش را با یک پروژه چندساله تعریف کرده است. قدم‌های بعدی، همان گام‌هایی هستند که کیفیت کار را تثبیت می‌کنند: ثبات مالی، احترام به هوادار، آکادمی پویا، شفافیت در مدیریت و اجرای دقیق پروژه‌های زیرساختی. اگر این حلقه‌ها کنار هم بنشینند، «لُر آرنا» از یک نام خبرساز به میراثی ماندگار برای فوتبال لرستان تبدیل خواهد شد؛ میراثی که هر روزِ مسابقه، در صدای تماشاگرانی که خیبر را زندگی می‌کنند، دوباره متولد می‌شود.

پیشینه

مسعود عبدی، کارآفرین خرم‌آبادی و مالک باشگاه خیبر، با دریافت تندیس کارآفرین برتر ۱۴۰۱ و پیگیری طرح «لُر آرنا»، پیوند اقتصاد و فوتبال را در لرستان پررنگ کرده است. محور این مسیر: نگاه چندساله، توسعه آکادمی و ساخت زیرساخت استاندارد برای امیدآفرینی اجتماعی.